صداي مردم

--------------------------
پایگاه مرکزی اطلاع رسانی گروه انسانهای سبزGPG
---------------------------------------------- ------------------------


فال حافظ

---------------------------------- ---------------------------------------- ------------------------------------ ---------------------------------
تیتر مطلب گویای همه چیز است؛ مدام شعار می‌دهیم ورزش نباید سیاسی باشد، اما در عمل تک‌تک‌مان نگاهی افراطی از بدترین نوعش را داریم.

این یکی از تیترهاست؛ تیتر بازی ایران و آمریکا به روایت جدیدترین سایت ورزش تلویزیون. سایتی که احتمالا راه انداختند تا به شکلی رقیبی بسازند برای «ورزش 3» که با انحصار تلویزیون به برندی تبدیل شد و وقتی به درآمدزایی هنگفت رسید، مدیران تلویزیون فهمیدند حتی ریالی در آن سهمی ندارند.

این بار اما برای سایتی که مدام تبلیغش را می‌کنند تمام تضمین‌های لازم را دارند و می‌خواهند سایتی با سیاست‌های ورزشی خاص خودشان داشته باشند.

بازی والیبال ایران و آمریکا، یک رقابت کاملا ورزشی که پر بود از نمادهای دوستی دو ملت. اینجا اصلا پای دولت آمریکا، جنگ، تحریم و تهدید در میان نبود. سرمربی و بازیکنان آمریکایی در گفت‌وگو با رسانه‌های سرشناس دنیا از مهمان‌نوازی مردم ایران گفتند، از زیبایی و امنیت تهران خاطره‌ها تعریف کردند و از هیجان و عشق مردم ایران به والیبال، برای مردمشان حرف‌ها گفتند.

آنها باختند و شکست ورزشی‌شان را کاملا بدون جنجال پذیرفتند. آنها که سعی کردند مثل بچه‌های خوب ما نمایندگان شایسته‌ای از مردم کشورشان باشند. مردمی که بارها مسئولان عالیرتبه کشورمان اعلام داشتند حسابشان از سیاست‌های کلی سیاستمداران احزاب حاکم این کشور جداست.

این اما واکنش سایت رسمی صداوسیماست به یک نتیجه والیبالی و پیوند زدنش به اخبار سیاسی؛ با این مضمون: «آمریکا در والیبال هم هیچ غلطی نتوانست بکند».

ایران بازی را با اقتدار و با امتیاز کامل برده و حالا می‌توان برای رقیب قدرتمند کُری خواند، حتی می‌توان عقده‌گشایی کرد، می‌توان پیروزی را به میدان سیاست برد و به اتفاقات روز گره زد که هیچ ایرادی هم ندارد اما خود را جای طرف مقابل بگذارید، اگر برای دو شکست ایران در لس‌آنجلس چنین تیترهایی انتخاب می‌شد، چه حسی به ما ایرانی‌ها دست می‌داد؟ آیا در بازی رفت ما هم چنین شرایطی داشتیم؟ اینکه سایتی متعلق به تلویزیون ملی کشورمان این چنین ورزش را سیاسی کند، آثار سوئی دارد که در زمان از راه رسیدن شکست‌ها حاصلش به چشم می‌آید.

تیتر بحث‌برانگیز صداوسیما برای برد والیبالیست‌ها+عکس
 

ن : مهدي اشرفي
ت : سه شنبه دوم تیر ۱۳۹۴
استاندار کرمانشاه دردیدار با دبیران احزاب اصلاح طلب استان و درپاسخ به درخواست آنان از وی برای حمایت قاطعانه از فرماندار اسلام آبادغرب گفت: من آدمی هستم که با تهدید و ارعاب تسلیم کسی نمی شوم و سر سوزنی هم از سیاست های کلی دولت عقب نشینی نمی کنم .

وی ضمن تشکر از اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات استان کرمانشاه در خصوص حمایت از کرم محمدی فرماندار اسلام آبادغرب گفت: سیاست دولت ایجاد جو تشنج نیست و هیچگاه در زمین مخالفان دولت بازی نمی کنیم .
وی تصریح کرد: در مقابل حرکات غیراصولی کوتاه نخواهیم آمد و ما کار خودمان را می کنیم و فرماندار ( اسلام آباد) هم کار خودش را می کند. و ما سیاست های دولت را با روشهایی که خود دولت ترسیم کرده پیش خواهیم برد و تحت الشعاع چنین مسائلی قرار نمی گیریم.
گفتنی است که در این جلسه دبیران احزاب اصلاح طلب استان حمایت خود را از فرماندار اسلام آبادغرب اعلام داشته و از استاندار کرمانشاه خواستند دربرابر فشارهای وارد آمده از سوی نماینده وابسته به جبهه پایداری قاطعانه ایستادگی نماید.

 


ن : مهدي اشرفي
ت : شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳
جمع زیادی از ایثارگران و فرماندهان اصلاح طلب سالهای دفاع مقدس بمناسبت دهه مبارک فجر روز چهارشنبه نهار را میهمان حجت الاسلام خاتمی رئیس جمهوری اسبق کشورمان بودند که در این دیدار حاج جعفر همتی از استان کرمانشاه حضور داشت و سخنان قابل توجهی را ایراد کرد.

 




 حاج جعفر همتی با تبریک ایام الله دهه مبارک فجر سلام گرم اصلاح طلبان کرمانشاه را بحضور حجت الاسلام و المسلمین خاتمی ابلاغ کرد و اظهار داشت: آقای خاتمی این سیدبزرگوار همچنان محور اصلاح طلبان و رهبر اصلاحات در کشور محسوب می شود و همه باید حول محور ایشان اجماع داشته باشیم .

وی بر لزوم وحدت هرچه بیشتر گروهها و جریانات اصلاح طلب در آستانه انتخابات مجلس دهم تاکید کرد.

 


ن : مهدي اشرفي
ت : شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳
دکتر قربانی شهردار تلاشگر کرمانشاه صبح پنجشنبه استعفای خود را تقدیم شورای اسلامی شهر کرده و همچنین رسما با اعضای دفتر خود نیز خداحافظی کرد.


ن : مهدي اشرفي
ت : شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳
طي حکمي از سوي رضايي بابادي استاندار کرمانشاه، نادر نوروزي رئیس ستاد انتخاباتی دکتر قالیباف در غرب کشور به عنوان مشاور استاندار در امور سرمايه گذاري منصوب شد!!

وی از جمله افرادی است که هیچگونه اعتقادی به دولت تدبیر و امید نداشته و انتصاب وی از سوی استاندار بعنوان نماینده عالی دولت تدبیر و امید در استان کرمانشاه تعجب برانگیز می باشد!
نادر نوروزی در ایام انتخابات ریاست جمهوری با توزیع بودجه های کلان تبلیغاتی در سطح استانهای غربی کشور تا آخرین نفس برای پیروزی دکتر قالیباف بعنوان رقیب اصلی روحانی تلاش نمود و اینکه نیز از بین اینهمه نیروی متخصص و باسواد در بین یاران روحانی این فرد که معلوم نیست تخصص وی در سرمایه گذاری !! چه می باشد؟ بعنوان مشاور سرمایه گذاری انتخاب شده است !

 


ن : مهدي اشرفي
ت : شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳

اگرچه بعضی نکات نامه گلایه آمیز رحیمی به آن رفته بعضی ها را متعجب کرد اما من اصلا متعجب نشدم.

اگررحیمی در چنگال عدالت گرفتار نمی شد وشاهد خالی شدن پشت خود از سوی آن رفته نبود از فضائح دوره  او دم بر نمی آورد واین دلیل بر عدم صداقت وی است.

دراین نامه که البته رحیمی بگونه ای حرف زده که انگار نه انگار کاری که مستوجب مجازات است کرده! نکات متعددی در باره آن رفته وجود دارد که در آنها باید بیشتر تامل کرد .

تعبیر چون دوست دشمن است را نباید دست کم گرفت!

رحیمی دراین نامه پس از این همه مدت سکوت تنها اندکی از پرده حقیقت را در باره آن رفته بالا زد. به اعتقاد من این اول راه است. او و امثال او بیشتراز دوره سیاه مثلا مدیریت آن رفته حرف خواهند زد.

5 سال زندان فرصت خوبی است تا  وی از آن رفته و مرادش ! وثمره تلخ وتبعات منفی لجبازیهایش در تصمیم گیریها ونحوه اداره سخیف جلسات دولت توسط وی بیشتر بگوید .

قربان خدا بروم .چه خوب خدایی می کند...

 


ن : مهدي اشرفي
ت : چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳

 بالاخره تبعات حکم قطعی محمدرضا رحیمی آن مرد رفته! را از خموشی رسانه ای به درآورد .

دفتر وی دربیانیه ای مختصر ضمن قابل تامل دانستن! این حکم قضایی تایید شده توسط دیوان عالی کشور، گفته این  امربه مجلس مربوط است نه دولتهای مظلوم  نهم و دهم . نمردیم ومعنای مظلومیت را هم فهمیدیم.

انگار نه انگار سه قاضی بلندپایه کشور که درجریان کامل پرونده رحیمی بودند وقتی دریافتند محمود احمدی نژاد می خواهد  وی را به معاون اولی خود نصب کند نزد رییس دولت رفته و وی را از این انتصاب بازداشتند اما نه تنها از اتمام حجت خود هیچ نتیجه ای نگرفتند که بنا بگفته دکتراحمد توکلی با نطق یکصددقیقه ای آن مرد رفته روبرو شدند!

 اتهام فساد مالی علیه آقای رحیمی نخستین بار در سال ۹۰ توسط الیاس نادران نماینده مجلس به صورت علنی مطرح شد، در آن زمان آن رفته گفت: "اگر ثابت شود که رحیمی حتی یک ریال هم اختلاس کرده در تلویزیون از مردم عذرخواهی می کنم."

 با این بیانیه ها افکارعمومی بازی نمی خورد .

 آن رفته باید به مردم توضیح بدهد به رغم اعلام حجت سه قاضی مبنی بر قطعی بودن مجرمیت رحیمی درپرونده دیوان منحاسبات که از آن عدم صلاحیت وی مستفاد می شد چرا  او رحیمی را نه تنها به معاون اولی خود منصوب نمودکه دراقدامی حیرت انگیز ریاست ستاد  مبارزه با مفاسداقتصادی را هم به او واگذار کرد ودر پایان از کیسه سوراخ بیت المال  به وی مدال خدمت -که می گویند برابر با یکصد سکه ارزش ریالی دارد - اعطانمود!

در خبرها آمده بود اسحاق جهانگیری، در یک نشست اقتصادی گفته است: "بر اساس تدبیر دولت گذشته و برای کنترل قیمت ارز، میلیارد‌ها دلار از پول کشور را در قالب حواله یا پول نقد به صرافی‌های دبی و استانبول فروختند و ظرف ۱۷ ماه، ۲۲ میلیارد دلار پول کشور به خارج صادر شد، ."

آن رفته اگر می خواهد به مردم پاسخ بگوید بهتر است جواب مصاحبه آقای جهانگیری معاون اول دولت فعلی را مبنی بر چرایی عدم بازگشت این پولها  به کشورتوضیح بدهد.

 


ن : مهدي اشرفي
ت : چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳
یکی از آرزوهای مردم ایران این بود که نمایندگانشان در مجلس قانون‌گزاری افرادی سالم، آگاه، خدوم و دلسوز کشور و ملت باشند. این خواسته در دوران قبل از انقلاب هرگز برآورده نشد. رژیم شاهنشاهی اصولاً یک نظام حکومتی مردمی و منطبق با معیارها و موازین عقلی و منطقی نبود تا بتواند یک مجلس مردمی را تحمل کند. از روزی که مجلس قانون‌گزاری در دوران قاجاریه تاسیس شد همواره سایه سنگین استبداد بر آن حاکم بود و این وضعیت در زمان رضاخان بدتر شد و در زمان محمدرضا نیز ادامه یافت.

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: در دوران رضاخان، فقط «آیت‌الله سید حسن مدرس» در مقابل استبداد شاهی ایستاد و چون توسط سایر نمایندگان همراهی نشد، در انتخابات مجلس ششم رضاخان او را حذف کرد و سپس به خواف و کاشمر تبعید نمود و مدرس در دهم آذر 1316 با زبان روزه به دست دژخیمان رضاخان به شهادت رسید. استبداد رضاخانی، در دوران حاکمیت پسر او علاوه بر استبداد داخلی با استعمار خارجی نیز همراه شد و مجلس علاوه بر اینکه به وظایف نمایندگی مردم عمل نمی‌کرد و تابع شاه بود، نوکری آمریکا و انگلیس را نیز به کارنامه خود اضافه کرد. تصویب کاپیتولاسیون یکی از اقدامات ننگین نمایندگان مجلس در آخرین دوره قبل از انقلاب بود که بشدت مورد اعتراض امام خمینی قرار گرفت و همین امر به تبعید ایشان به ترکیه و سپس عراق انجامید و در نهایت موجب خیزش عمومی مردم و پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 شد.

با تاسیس نظام جمهوری اسلامی در ایران، مردم احساس کردند که فداکاری‌هایشان به ثمر رسیده و نهال انقلاب که با خون هزاران شهید آب‌یاری شده، میوه‌های شیرینی خواهد داد که یکی از آنها «مجلس پاک» خواهد بود. امام خمینی، رهبر انقلاب و بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی نیز با همین نگاه، اعلام کردند «مجلس، عصاره فضائل ملت» است و آن را «در راس امور» دانستند.

خوشبختانه کارنامه روشن مجلس شورای اسلامی در دوره اول، این واقعیت را نشان می‌دهد که مردم ایران در زمینه مجلس قانون‌گزاری به آرزوی خود رسیدند. تدوین و تصویب قوانین محوری و زیرساختی توسط مجلس اول و عزل ابوالحسن بنی صدر که با سوءاستفاده از عنوان اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران به سوی خودکامگی و باز گرداندن استبداد به پیش می‌رفت و مقابله با سلطه‌طلبی قدرت‌های شیطانی به ویژه آمریکا و انگلیس از درخشان‌ترین اقدامات مجلس شورای اسلامی در دوره اول هستند. علاوه بر عملکرد نمایندگان مجلس، حتی انتخابات مجلس از نظر چگونگی تبلیغات انتخاباتی و برگزاری انتخابات نیز نمونه بود و در وضعیتی قرار داشت که مردم می‌توانستند به آن مباهات کنند و آرزوی دیرینه خود را در آن تجسم یافته ببینند و آن را طراز مجلسی که در شان نظام جمهوری اسلامی و ملت بزرگ و ایثارگر ایران است بدانند.

ویژگی‌های یک مجلس پاک و طراز جمهوری اسلامی به تدریج و در دوره‌های بعد کم شد و کار به جایی رسید که مجالس هفتم، هشتم و نهم در برابر قانون‌شکنی‌ها و خودکامگی‌های رئیس‌جمهور دولت‌های نهم و دهم سکوت پیشه کردند و اگر گاهی سخنی گفتند، در عمل، اقدامی متناسب را برای مقابله با انحرافات دولت انجام ندادند. بخشی از این انحرافات، مفاسد اقتصادی بودند که متاسفانه حتی بعضی از نمایندگان نیز به آن آلوده شدند و مجلس را از عیار پاکی دور کردند. این آلودگی‌ها هر چند تمام نمایندگان را در بر نمی‌گیرد، ولی وجود تعداد قابل ملاحظه‌ای نماینده که دچار چنین مشکلی شده باشند برای نظام جمهوری اسلامی و مردمی که با ایثار و از خودگذشتگی کم نظیر خود این نظام را برپا کرده‌اند قابل تحمل نیست. نظام جمهوری اسلامی، مجلسی می‌خواهد که تمام نمایندگان آن از نظر مالی، سیاسی و فکری پاک باشند. هیچ چیز کمتر از این، برای نظام جمهوری اسلامی قابل قبول نیست.

این روزها که سخن از فهرست 170 نفره نمایندگانی از مجلس هشتم مطرح است که از دولت سابق پول گرفته‌اند و معاون اول رئیس‌جمهور سابق اعتراف کرده است که از طریق یک سرمایه‌دار بیش از یک میلیارد و دویست میلیون تومان به آنها داده تا در تبلیغات انتخاباتی هزینه کنند، اذهان مردم کشور با این سوال‌ها درگیر است که پس تکلیف پاکی مجلس چه می‌شود؟ از آن 170 نفر مجلس هشتم اکنون چند نفر در مجلس نهم حضور دارند؟ مقدار پولی که این افراد گرفته‌اند مهم نیست، آنچه مهم است اینست که آنها خود را با این اقدام، وام‌دار این و آن کردند و به جای آنکه وکیل‌المله باشند وکیل الدوله شدند. آیا با نمایندگانی که وام‌دار این و آن شده‌اند،‌ می‌توان به جنگ استبداد و استعمار رفت؟ نتیجه این می‌شود که وقتی رئیس‌جمهور دولت دهم به مجلس می‌رود و با بدترین ادبیات به نمایندگان اهانت می‌کند، آنها در مقابل او سکوت می‌کنند و در عمل، خودکامگی و استبداد را تقویت می‌نمایند!

تاسف بالاتر این است که این قبیل نمایندگان به جای آنکه به وظایف نمایندگی خود عمل کنند و در برابر زورگوئی‌ها و قلدری‌ها بایستند، به جان دولتی می‌افتند که برای احقاق حقوق ملت و خارج کردن آن از چنگ قدرت‌های شیطانی تلاش می‌کند. آنها از یکطرف مدعی ولایتمداری هستند و از طرف دیگر به توصیه‌های موکد ولی فقیه زمان خود که بارها با صراحت گفته‌اند همه باید به این دولت کمک کنند، پشت پا می‌زنند و تا می‌توانند برای عدم توفیق آن کارشکنی می‌کنند. این سخن، نباید به معنای مخالفت با نقد تلقی شود. ما بهیچوجه با انتقاد از دولت، شخص رئیس‌جمهور و اعضای کابینه مخالف نیستیم و حتی آن را ضروری می‌دانیم، ولی میان انتقاد و انتقام تفاوت زیادی وجود دارد و معتقدیم اولی داروست و دومی سم مهلک.

در شرایط کنونی، نقش قوه قضائیه که با صدور حکم محکومیت قطعی محمدرضا رحیمی معاون اول احمدی نژاد، به بسیاری از شایعات خاتمه داد و مردم را به عدالت‌گستری دستگاه قضائی امیدوار کرد، بسیار مهم است. قوه قضائیه می‌تواند با کشف اسامی 170 نفر مورد اشاره محمدرضا رحیمی و اعلام آن‌ها، از این راز سربسته رمزگشائی کند و به شورای نگهبان در برخورد با متخلفین در انتخابات آینده کمک نماید. حساب آن دسته از نمایندگان مجلس شورای اسلامی که وام‌دار کسی نیستند و خود را از آفات مالی و سیاسی و فکری و فرهنگی مصون نگهداشته‌اند و به وظایف نمایندگی خود در نهایت آزاداندیشی و آزادگی عمل می‌کنند نیز از افراد آلوده جداست. مردم ایران، قدردان آن دسته از نمایندگانی هستند که پاک مانده‌اند و با استمداد از همین پاکی می‌توانند در برابر خودکامگی‌ها بایستند و آزادانه سخن بگویند و به وظایف نمایندگی خود بدون وابستگی‌های جناحی عمل کنند. اگر مرز میان این دسته از نمایندگان با آنان که به وام‌دار شدن و وابستگی‌ها آلوده شده‌اند مشخص شود، مردم به وظایف خود در انتخابات مجلس دهم بگونه‌ای عمل خواهند کرد که به آرزوی خود در زمینه برخورداری از مجلس پاک برسند.

ن : مهدي اشرفي
ت : سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳

عصرایران - "آیت الله جنتی در خطبه های نماز جمعه تهران با اشاره به درگذشت پادشاه عربستان با بیان اینکه پادشاه قبلی عربستان با شیعه دشمنی بسیاری داشت و تکفیر را راه‌اندازی و از آن حمایت کرد، گفت: پادشاه عربستان به سزای اعمالش خواهد رسید و الان نیز در حال تحمل مجازات اعمالش است. 

وی ملک عبدالله را «قارون سعودی» خواند و با بیان اینکه باید به اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها و آنها که در اینجا نیز گاهی اوقات از سفره او تغذیه می‌کردند و او را حمایت می‌کردند، تسلیت بگوییم، گفت: به مومنان و مسلمانان و کسانی که واقعا غصه اسلام و شیعه را می‌خورند تبریک بگوییم و امیدوار هستیم که ادامه کار به این صورت نباشد." ایسنا و فارس
 
چندی قبل و پیش از درگذشت ملک عبدالله، روزنامه وطن امروز تیتری در این باره زد که با واکنش نهادهای رسمی مواجه شد و حتی هیأت نظارت بر مطبوعات خبر از ارسال پرونده این روزنامه به دادگاه داد؛ وطن امروز، با چاپ عکس ملک عبدالله، تیتر زده بود: "خبر مرگش" !

درگذشت ملک عبدالله

تیتر این روزنامه، البته که مناسب نبود اما بعد از آن، نهادهای نظارتی به رسانه ها هشدار دادند که نباید در خصوص درگذشت پادشاه عربستان مطالبی منتشر کنند که به روابط دو کشور آسیب بزند که البته نکته درست بود.

اینک اما دبیر شورای نگهبان قانون اساسی و خطیب جمعه تهران، بدون توجه به منافع کشور و در اقدامی عجیب، درگذشت پادشاه کشور همسایه را رسماً و علناً ، آن هم در خطبه های نماز جمعه پایتخت تبریک می گوید!

متعاقب این اظهارات عجیب و غریب، رسانه های خارجی و مشخصاً رسانه های فارسی زبان آن سوی آب، با مغتنم شمردن سخنان آیت الله جنتی، جو تبلیغاتی سنگینی را علیه ایران به راه انداختند چرا که خطیب جمعه تهران، رسماً «آب به آسیاب شان ریخته بود»!

واقعاً در شرایطی که موضع رسمی کشور، ابراز همدردی با کشور همسایه است و وزیر خارجه کشور نیز برای تسلیت گویی به عربستان می رود، چرا باید چنین ادبیات نامناسبی از یک تریبون عمومی توسط یک مقام رسمی حکومتی مطرح شود؟ تبریک گویی به مناسبت مرگ رئیس یک کشور همسایه، در کدام بخش از مناسبات انسانی و عقلانی و مصالح ملی و دینی می گنجد؟!

علت سخنان عجیب آیت الله جنتی در نماز جمعه: سیاست رسمی یا کهولت سن؟!


گیریم که جناب آقای جنتی، شخصاً از درگذشت ملک عبدالله، خوشحال هم شده باشد، آیا باید این را در تریبون نماز جمعه فریاد بزند و برای کشور هزینه درست کند؟!

آیا اگر یک مقام ایرانی و مثلاً خود آیت الله جنتی - که عمرشان دراز باد - از دنیا برود، آیا مؤدبانه و انسانی خواهد بود که در خطبه های نماز جمعه عربستان، این موضوع را تبریک بگویند؟!

آیا در شرایطی که 12 ماه سال، زائران ایرانی در عربستان هستند، درست است که یک مقام ایرانی درگذشت شخص اول عربستان را تبریک بگوید، او را "قارون" بنامد و با جریحه دار کردن احساسات سعودی ها، کینه های ضد ایرانی شان را شعله ور کند تا هزینه و تاوانش را حاجیان ایرانی بپردازند؟!

آیت الله جوادی آملی هفته پیش در این باره چنین گفته است: "ابراز شادی در مرگ افراد، چه ضرورتی دارد؟ این رفتار نه واجب است و نه مستحب؛ برای چه باید عواطف یک عده را جریحه دار کرد؟ علی الخصوص که حجاج ما برای انجام فریضه حج باید به این کشور سفر کنند."

اگر عده ای در سیاست خارجی، کمک حال کشور نیستند و دستی نمی گیرند، چرا باید سنگ اندازی کنند؟!

آیا آیت الله جنتی که سکان انتخابات کشور در دستان اوست و درباره هزاران کاندیدای مجلس و ریاست جمهوری تصمیم می گیرد که کدام شان صلاحیت دارد و کدام شان ندارد و به خاطر این منصب فوق العاده حساس، باید بسیار "باتدبیر" باشد، این موضوع ساده را متوجه نیست که چنین سخنانی به ضرر کشور است؟

از همه این ها گذشته ، مگر با مرگ ملک عبدالله، فردی بهتر از او بر سر کار آمده است؟ عبدالله که میانه رو بود رفت و سلمان که به محافظه کاری شهره است، جای او آمد و در این بین، هیچ اتفاق مثبتی نه برای ایران رخ داد و نه برای شیعه. این جای تبریک دارد؟!

آیا آب به آسیاب دشمن ریختن و خلاف منافع نظام عمل کردن، تنها از رسانه ها سر می زند که مستوجب برخورد هستند یا مقامات کشور نیز اگر چنین کنند، باید پاسخگو باشند؟!

اگر آیت الله جنتی ، به هر دلیلی از جمله کهولت سن، نمی تواند آن طور که شایسته است خطبه بگوید، -ضمن احترام- صلاح ایشان و جامعه در آن است که استعفا کند و این تریبون مهم را به افراد دیگری بسپارد.


ن : مهدي اشرفي
ت : شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳

مسافران ایران ایر که از بغداد به تهران برمی گشتند، بعد از رسیدن به فرودگاه امام خمینی از هواپیما پیاده نشدند؛ آنها به تأخیر 7 ساعته پروازشان اعتراض داشتند و خواستار آن بودند که یکی از مسوولان ایران ایر در جمع شان حاضر شود و در این باره توضیح دهد.

سرانجام اعتراض ها کارگر افتاد و ایران ایر طی صورتجلسه ای متعهد شد به هر کدام از مسافران،به عنوان جبران خسارت، یک بلیت رفت و برگشت رایگان مشهد اعطا نماید. مسافران بعد از دریافت این امتیاز هواپیما را ترک کردند.

درسی که مسافران پرواز بغداد - تهران به ما دادند
این ماجرا از دو زاویه قابل بررسی است:

1 - هر چند تأخیر در پروازهای ایرلاین های داخلی به یک اپیدمی تبدیل شده اما واقعیت این است که نمی توان همه تقصیرها را به گردن سوء مدیریت دست اندرکاران ایرلاین ها - اعم از خصوصی و دولتی- انداخت.

در دنیا مرسوم است که ایرلاین ها، هواپیماهای ذخیره داشته باشند تا در صورت بروز هر مشکلی در یک پرنده، بتوانند هواپیمای ذخیره را جایگزین آن کنند.
اما در ایران به دلیل کمبود شدید هواپیما، ایرلاین ها ناگزیر شده اند از همه توان موجود برای جابجایی مسافر استفاده کنند. با این وجود، باز هم تقاضا بسیار بیشتر از ظرفیت موجود است.

بنابراین، وقتی یک هواپیما، به هر دلیلی با مشکلی مانند نقص فنی مواجه می شود، چون هواپیمای دخیره وجود ندارد، چاره ای جز صبر برای رفع مشکل نیست. وقتی یک هواپیما دچار مشکل می شود، همه پروازهایی که در آن روز برای آن هواپیما برنامه ریزی شده، به طور سلسله وار مشکل دار می شوند و ... .

بنابراین ، برای حل هزاران مشکلی که گریبانگیر صنعت حمل و نقل هوایی ایران است ( و از جمله مشکل تاخیرها) ، چاره ای جز موفقیت در مذاکرات هسته ای و تلاش برای رفع تحریم ها نیست. بدیهی است اگر اوضاع به همین منوال پیش برود، با فرسوده شدن ناوگان موجود، مشکلات تشدید خواهد شد.

2 - اما فارغ از نگاه فنی به ماجرا ، این اتفاق از منظر اجتماعی نیز قابل تأمل است. درست است که ایرلاین ها مشکل دارند ولی مشکلات آنها چیزی از حق مردم نمی کاهد.
اعتراض مسافران پرواز بغداد - تهران و مطالبه آنها برای پاسخگویی مسوولان ایران ایر، اتفاق خوبی برای جامعه مدنی ایران است.
این اعتراض هم مسالمت آمیز بود و هم مبنای منطقی داشت. مسافران می گفتند که ساعت ها در فرودگاه بغداد معطل مانده اند و مسوولان این معطلی باید پاسخگو باشند. نمی شود که مردم را ساعت ها سرگردان کرد و آخر سر هم هیچ به هیچ!

فراموش نکنیم این که مردم ایران به حقوق خود واقف شوند، بدان بی اعتنا نباشند و برای احقاق آن، اصرار کنند، یکی از لوازم پیشرفت در جامعه است.

دوستی تعریف می کرد که برای انجام یک کار ساده ادارای به یکی از ادارات مراجعه می کند و کارمند مربوطه به او می گوید که کارش سه روزه انجام خواهد شد. سه روز او به سه هفته تبدیل می شود و این شخص، در هفته سوم نیز با پاسخ تکراری برو و چند روز دیگر بیا مواجه می شود.

بنابراین اعتراض می کند و متعاقب اعتراض او ، بقیه ارباب رجوع نیز که وضع مشابهی داشتنند، صدایشان را بالا می برند که ما هم مدت هاست که علاف و سرگردان هستیم.  اعتراض که بالا می گیرد همان کارمندی که امروز و فردا می کرد، کار این شخص و بقیه را انجام می دهد.

باید اذعان کنیم که بخش مهمی از مشکلات ما مربوط به منفعل بودن ما ایرانی هاست، حال می خواهید اسمش را حجب و حیا بگذارید یا هر چیز دیگر.
 
دو سال قبل، وقتی در آستانه عیدنوروز ، قیمت پسته افزایس بی رویه یافت، بخشی از مردم ایران تصمیم گرفتند پسته را از سبد خریدهای نوروزی حذف کنند، عرضه کنندگان این محصول به تقلا افتادند و هر چند همه مردم همکاری نکردند، ولی قیمت ها تا حدی تعدیل شد.

 اگر چنین رفتاری در برابر فلان شرکت خودروسازی که ناامن ترین خودروی ایران را تولید می کند صورت بگیرد و مردم تصمیم بگیرند خودروی دست دوم بخرند یا مدتی بدون خودرو باشند ولی از آن خودروی  ناایمن نخرند، آیا باز هم آن خودروسازی می تواند ارابه های مرگش را با قیمت های کذایی به مردم بفروشد؟

اگر بعد از مشخص شدن وجود سموم در پوست محصولات گلخانه ای مانند خیار، مردم تصمیم بگیرند خیار نخرند، آیا سودجویانی که برای کسب درآمد بیشتر محصولات آلوده تولید می کنند، به خود نخواهند آمد؟
معلوم است که وقتی ما محصولات شان را می خریم و تنها کاری که می کنیم این است که غر بزنیم و حداکثر پوست خیار را عمیق تر بکَنیم، اوضاع به همین منوال خواهد بود. ما حتی از وزارت کشاورزی و بهداشت هم مطالبه نظارت نمی کنیم!

"مسؤول" در لغت به معنای کسی است که مورد سؤال است و باید پاسخ دهد. این مسؤول می تواند متصدی بایگانی در یک اداره نه چندان مهم باشد و می تواند رئیس جمهوری باشد که همه دستگاه های اجرایی تحت نظر او هستند.


همه این مسؤولان موظف به پاسخگویی اند ولی وقتی ما مطالبه ای مطرح نمی کنیم و وقتی به ما می گویند برو و فردا بیا ، تشکر می کنیم و می رویم و نمی پرسیم چرا؟ وقتی پروازمان را کنسل می کنند و حتی یک عذرخواهی مطالبه نمی کنیم، وقتی قیمت کالایی را بالا می برند و عطش خریدمان نسبت به آن بیشتر می شود و ... چه انتظاری می توانیم برای مسؤولیت پذیری و دریافت پاسخ داشته باشیم؟!

اگر در کره جنوبی بدرفتاری یک مدیر با مهماندار هواپیما که به تأخیر 20 دقیقه ای پرواز منجر شد و آن مدیر عذرخواهی و استعفا کرد، فقط به دلیل وجدان کاری اش نبوده است بلکه در کنار این، کره جنوبی جامعه ای مسؤولیت خواه است که اجازه نمی دهد افراد با تکیه زدن بر منصب های مختلف، در قبال جامعه شان بی مسؤولیتی کنند و مردم هم منفعلانه از کنار تضییع حقوق شان بگذرند و صرفاً در مهمانی ها ، از این که مسؤولانی نامسؤول دارند، گلایه کنند!

اعتراض مدنی مسافران پرواز بغداد - تهران که باعث شد شرکتی به عظمت ایران ایر در برابر آن سر تسلیم فرود آورد، درسی برای همه ماست که هیچگاه ار حق مان کوتاه نیایم. این، یکی از راه های اصلاح جامعه است.


ن : مهدي اشرفي
ت : شنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۳


متن کامل این نامه را در ادامه بخوانید:


جناب آقای دکتر محمد جواد لاریجانی
با اهداء سلام، در برنامه اخیر شناسنامه در شبکه3 سیما مطالبی را در جواب نطق اینجانب در مجلس فرمودید که لازم است پاسخ داده شود:

1. گفته اید "این نماینده محترم فتنه را در حد یک دعوای داخلی می داند که این درست نیست. ماهیت فتنه یک کودتای تمام عیار علیه نظام بود که با مشارکت وسیع آمریکا، دول اروپایی، رژیم صهیونیستی و تمام ضد انقلاب همراه بود."

بهتر بود این طور می فرمودید که اعتراض مدنی به نتیجه انتخابات در سال 88 را ما با مدیریت ضعیف خود و به دلیل به رسمیت نشناختن مقوله اعتراض مدنی، تبدیل به فتنه کردیم، آنگاه برای جمع کردن این ماجرا آن را به صورت یک کودتای تمام عیار علیه نظام جلوه دادیم و سپس از هر وسیله ای برای اثبات این ادعای خود استفاده کردیم. با پدید آمدن این زمینه که همه با هم آفریدیم البته آمریکا، دول اروپایی، رژیم صهیونیستی و تمام ضد انقلاب پشت سر معترضان قرار گرفتند، همان طور که ما در حد خود پشت سر حرکتهای اعتراضی در آن کشورها قرار می گیریم.

2. فرموده اید: "کسی که وارد انتخابات می شود متعهد به رعایت قوانین انتخابات است. وقتی این اتفاق نمی افتد و قبل از پایان انتخابات یکی از نامزدها مصاحبه می کند و می گوید من رئیس جمهور منتخب هستم یک جرم بزرگ اتفاق افتاده است."

بله یک جرم بزرگ اتفاق افتاده است ولی توجه به یک جرم بدون توجه به جرمهایی که مقدمه این جرم بوده و توسط طرف مقابل انجام شده است و اگر انجام نمی شد این جرم بزرگ نیز اتفاق نمی افتاد، بدور از عدالت و انصاف است.

از شما سئوال می کنم اگر از چند ماه قبل از انتخابات سال 88 بسیاری از اعضای شورای نگهبان که داور محسوب می شدند از یک کاندیدا حمایت نمی کردند، اگر بعد از مناظره کذایی عکس العمل مناسب از طرف مراجع قانونی مانند شورای نگهبان نشان داده می شد یا لااقل اجازه دفاع به هتک حرمت شدگان در صدا و سیما داده می شد، اگر بعد از شروع اعتراضات، به جای برگزاری جشن ملی برای کاندیدای پیروز، مسئله به اعلام نظر شورای نگهبان موکول می شد، اگر خبرگزاری وابسته به یک نهاد حکومتی ساعت 18 و 30 دقیقه روز انتخابات آقای احمدی نژاد را به عنوان پیروز انتخابات با 60 درصد آراء اعلام نمی کرد، و چندین اگر دیگر، آیا در این صورت آن جرم بزرگ اتفاق می افتاد؟ پس ما خودمان آقای موسوی را به آن سمت هل دادیم. البته ایشان نباید تحت تاثیر آن فشارها و بی عدالتی ها اعلام پیروزی می کرد و به هر حال باید قانون را ملاک قرار می داد و فرضا حق با او بود مصلحت انقلاب و نظام اسلامی را بر حق خود مقدم می داشت، چنانکه علی علیه السلام مصلحت وحدت مسلمین و حفظ اسلام را بر حق خود مقدم داشت، ولی تحمل انسانها متفاوت است.

جناب آقای محمد جواد لاریجانی
به نظر می رسد که جناب عالی در قضاوت درباره فتنه 88 تجاهل و تغافل می فرمایید، این بدیهیات را می دانید و خود را به ندانستن و غفلت می زنید و نام آن را "بصیرت" می گذارید، یا به قول خودتان هوا سرد است و دچار زکام سیاسی شده اید.

3. گفته اید " آقای مطهری گفت چرا رئیس قوه قضائیه فتنه را ختم نمی کند، این در حالی است که فتنه ختم شد و در 9 دی مُهر پایان هم به آن زده شد."

می پرسم اگر فتنه ختم شده است چرا در ایام 9 دی امسال همفکران شما در رسانه ملی و رسانه های همسو این همه جنجال و آسمان ریسمان کردند که حق با ما بود. معلوم است خودتان هم احساس می کنید که مردم همه آنچه را که به طور یکطرفه در این چهار سال گفته اید نپذیرفته اند. اگر فتنه ختم شده است چرا این قدر درباره آن سخن می گویید؟!

سئوال می کنم اگر فتنه ختم شده است حکم مجازات آقایان موسوی و کروبی و احمدی نژاد چیست و در کدام دادگاه صالح صادر شده است؟

بنابراین تکلیف فتنه هنوز مشخص نشده است.

اصل حرف من در نطق اخیر این بود که اگر قرار بر گذشت طرفین از تخلفات و خطاهای یکدیگر نیست، این سه نفر به طور همزمان در یک دادگاه صالح محاکمه علنی شوند، آنگاه هر حکمی صادر شود مورد اعتراض نخواهد بود چون آنها از خود دفاع کرده و حرف خود را زده اند. ولی وضعیت فعلی عادلانه و قابل دوام نیست، باید به فکر حل مسئله و بازگشت وحدت به جامعه بود.

کسانی که زحمتی برای انقلاب نکشیده اند یا لااقل شاهد زحمات انقلابیون اولیه از سال 42 تا پیروزی انقلاب اسلامی نبوده اند، اهمیت حل این مسئله را برای آینده انقلاب اسلامی درک نمی کنند و بر طبل تفرقه و حذف نیروهای انقلاب می کوبند و دائم دایره انقلاب را محدود می کنند. نباید این نقار و انشقاق ناخواسته و تحمیلی ادامه پیدا کند. باید ید واحد شویم و وحدت ملی را پشتوانه ای برای مذاکرات هسته ای و حل مشکلات اقتصادی قرار دهیم.

دلبستگان به انقلاب اسلامی نمی توانند نسبت به حل مسئله فتنه و بازگشت وحدت به جامعه بی تفاوت باشند. اینجانب به عنوان نماینده ملت در مجلس و فرزند شهید آیت الله مطهری به طریق اولی نمی توانم بی تفاوت باشم، لذا ارائه طریق می کنم و البته تصمیم نهایی با مقامات عالی نظام و در رأس آنها رهبر گرامی انقلاب است.

امام علی علیه السلام درباره مسئله ای به ابن عباس فرمود: "بر تو است که رأى خود را به من بگویى و من درباره آن بیندیشم، آنگاه اگر خلاف نظر تو فرمان دادم باید اطاعت کنی." همه ما باید همین حالت را داشته باشیم.

با تقدیم احترام
علی مطهری


ن : مهدي اشرفي
ت : چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲

در خبرها آمده بود که بینندگان برنامه های ماهواره ای در ایران نسبت به گذشته به یک رکورد حیرت انگیزی رسیده و از یک درصد بیننده به مرز هفتاد درصد صعود کرده است.

در ستون یادداشت خوانندگان الف در ادامه آمده است: سئوالی که به ذهن هر شنونده ای خطور می کند این است که علت اصلی این اتفاق چیست؟ گرچه می شود دلایل گوناگونی برای این مسئله یافت ولی به جرئت می توان گفت یکی از مهم ترین عوامل اصلی و شاید اصلی ترین عامل رفتار و شیوه مدیریت و سیاست های یک سویه و یک طرفه و مردم گریزانه صداوسیماست.

صدا و سیما که با پول مردم و از جیب بیت المال اداره می شود و قرار بر این بوده و هست که رسانه همه مردم ایران باشد و به قول خود رسانه ای ملی باشد در چند سال اخیر به بازوی تبلیغاتی و جناحی و سیاسی و رسانه ای یگ گروه اقلیت در ایران تنزل یافته و مبلغ دیدگاه های یک اندیشه سیاسی که فقط به حذف دیگران می اندیشد مبدل شده است.

نویسنده در این یادداشت همچنین مدعی شده است: هیچ گزارش یا خبری نیست که در آن صدا و سیما جانبدار تفکر و رفتار و کردار روش های افراطی و حذفی کسانی نباشد که فقط خود را حق مطلق می دانند و دیگران همه باطل و غیر خودی می باشند.

بسیاری از برنامه های صدا و سیما به جای ایجاد وحدت ملی و همدلی عامل تفرقه و کینه و نفرت و جدایی مردم از یکدیگر شده است. به راستی برنامه های یکسویه و بمباران تبلیغاتی صدا و سیما در جریان برنامه های مراسم روز نهم دی باعث تحکیم وحدت ملی شده است یا تفرقه و تازه کردن اختلافات و کینه ها؟ کافیست یک نظرسنجی از مردم شود تا مشخص شود که مردم تا چه حد با این برنامه های یکسویه موافق بوده اند یا خیر؟

صداو سیما بدون کوچکترین حق اعتراض یا پاسخگویی به دیگران و منتقدین خود و سیاست های خود فقط و فقط یک مسیر را می رود و آن تحکیم پایه های یک اقلیت افراطی که در انتخابات اخیر نیز شکست سنگینی خورد و نامزد مورد نظر آنان با تمام رانت ها نتوانست بیشتر از چهار میلیون رای کسب کند.

صدا و سیما حتی با زنان این مرز و بوم نیز برخورد ابزاری می کند. وقتی که قرار باشد از زنان بدحجاب و بی حجاب انتقاد شود صدا و سیما در صف نخست منتقدین این گونه پوشش زنان است و وقتی قرار است انتخاباتی برگزار شود و یا راهپیمایی انجام شود همین زنان بدحجاب به یک باره غسل تعمید داده می شوند و آنان در صدر اخبار صدا و سیما قرار می گیرند.

صدا و سیما کوچکترین خبر قتل یا ضرب و شتم و یا ستمی را در گوشه ای از اروپا یا آمریکا بر هر شهروند غربی پیاپی گزارش و خبر از آنان پخش می کند و در سوگ عدالت و آزادی و انسانیت اشک ها می ریزد ولی چه خبرهای تکان دهنده که در بیخ گوش صداوسیما رخ می دهد و مردم به قول صدا و سیما رشید و بزرگ ایران نباید از آن خبری از تلوزیون خود کسب کنند.

اینجاست که تنها یک راه می ماند و آن هم پناه بردن به رسانه های بیرون از مرزهای کشور و کسب اطلاع از شبکه های ماهواره ای خارج از کشور. وقتی صدا و سیما این گونه مردم را به تمسخر و بازی گرفته و چونان کودکان با آنان برخورد می کند راهی جز پناه بردن به این شبکه ها برای کسب خبر نیست. بدین صورت است که آقای ضرغامی و تیم همراه او باید به مردم و بیت المال مردم پاسخگو باشند که با این امانت چه کرده اند؟ آیا می توانند در دادگاه عدل الهی پاسخگوی این عملکرد خود باشند و یا این که با توجیهات گوناگون از پاسخ گویی شانه خالی می کنند اگرچه در دادگاه عدل الهی نمی شود از چنگ عدالت گریخت.


ن : مهدي اشرفي
ت : چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲
صداوسیمای ضرغامی ترکاند:

چرا بچه دار شدن خاله شادونه، تیتر اخبار 21 سراسری شد؟ 

چهارشنبه شب 18 ديماه 92 بینندگان صداوسیما در کمال حیرت مشاهده کردند که فارغ شدن و فرزند به دنیا آوردن ملیکا زارعی، مجری برنامه خاله شادونه، یکی از عناوین رسمی ترین اخبار صداوسیما، یعنی بخش خبری 21 شد و محمدرضا حیاتی با صدای بم خود، این خبر بسیار مهم! را به گوش ملت ایران در اقصی نقاط کشور رساند.
شب گذشته بینندگان صداوسیما در کمال حیرت مشاهده کردند که فارغ شدن و فرزند به دنیا آوردن  ملیکا زارعی، مجری برنامه خاله شادونه، یکی از عناوین رسمی ترین اخبار صداوسیما، یعنی بخش خبری 21 شد و محمدرضا حیاتی با صدای بم خود، این خبر بسیار مهم! را به گوش ملت ایران در اقصی نقاط کشور رساند.

چهارشنبه شب 18 ديماه 92 دوربین و میکروفن این بخش خبری به داخل اتاق زایشگاهی رفت که خاله شادونه در آن سومین فرزند خود را به دنیا آورده بود و خانم زارعی میکروفن به دست گرفت و اظهار کرد که مادر این نوزاد جدید است.

اگرچه بر خلاف رسانه های حرفه ای دنیا، در صدواسیمای ضرغامی و بخش های خبری آن، ارزش خبری یک خبر چندان ارتباطی با پخش آن ندارد و بیشتر به گرایش مدیران درونی و مدیران کنترل از راه دور رسانه ملی ارتباط دارد، اما این اقدام در حالی رخ داد که صداوسیما و مسوولان فرهنگی نظام، همواره مخالف محور شدن این گونه ستاره های سینمایی و تلویزیونی بوده اند.

برخی بینندگان اهل خبر، بعد از مشاهده پخش این خبر، با توجه به حادثه تلخ فوت 3 کودک در حاشیه برنامه خاله شادونه در خرمدره، احتمال دادند این اقدام برای مثبت سازی این چهره برنامه های کودک باشد، اما بعید است این گمانه زنی در حالی که دیگر آن ماجرا تا حد زیادی به فراموشی سپرده شده، قرین صحت باشد.

اگر به جای اخبار ساعت 21 که در زمان خواب بسیاری از خردسالان پخش می شود، در خود برنامه خاله شادونه در برنامه خردسالان انجام می شد و خردسالانی که هر روز مخاطب برنامه این مجری بودند، از مادر شدن او باخبر می شدند و درباره زحمات مادر به آنان توضیح داده می شد، اقدامی به جا و قابل دفاع بود، اما از همین جا می توان فهمید کسانی که این خبر را در این بخش رسمی گنجانده اند، قصد داشته اند مادران و پدران و البته زوج های بدون فرزند را تحت تاثیر اقدام این مجری مشهور قرار دهند.

موضوع زمانی روشن تر می شود که بدانیم این فرزند نورسیده سومین فرزند خانم ملیکا زارعی، ملیکا زارعی برزی، خواهر کوچکتر مریلا زارعی هنرپیشهٔ سینما و تلویزیون است که متولد سال ۱۳۶۴ و اکنون 28 ساله است.

به نظر می رسد هدف اصلی پشت انتشار این خبر در این بخش، ترویج همان ایده ای بود که ماه قبل با تابلوهای "فرزند بیشتر، زندگی بهتر" انجام شده بود و عده ای اوج خلاقیت برای این موضوع را در پخش خبر مادر شدن خاله شادونه به ظهور رسانده اند.

واقعیت آن است که موضوع جمعیت یکی از دغدغه های مسوولان نظام است، که به دلایل زیادی نیز می تواند قابل دفاع باشد، اما بعید به نظر می رسد این گونه روشها زمانی که پیش نیازها فراهم نیست، کمکی به موضوع کند و از قضا دوستان نادان می توانند باعث خراب شدن ایده مذکور شوند.


خبر | جامعه
شماره مطلب: 8114


ن : مهدي اشرفي
ت : شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲

چند شب پيش بعد از گذشته یک هفته از دستگیری بابک زنجانی بالاخره صدا و سیما مرام و معرفت را تا حدی کنار زد و به عنوان یک متهم اقتصادی خبرش خوانده شد؛ آن طور که در بخش خبری 20:30 اسم بابک آمد. اما جالب آن که صداوسیما در شیطنتی آشکار، تلاش کرد بابک زنجانی را مورد حمایت هاشمی و روحانی جلوه دهد و در حالی عکس بابک با این دو تن را سه بار نشان داد که عکس مشترک زنجانی و رعیت، شریک او را با حذف عکس رعیت نشان داد.

 صداوسیما البته به قول خود پلیتیک زد و به این بهانه که نباید بابک را با جریان های سیاسی گره زد، عکس او را با هاشمی و روحانی و البته چهره های دسته چندمی چون بذرپاش و شیخ الاسلامی که بسیاری از مردم آنها را نمی شناسند، نشان داد، اما عکسش با حسن رعیت، لباس شخصی شریک بابک سانسور نمود.

صداوسیما سمت راست این عکس را برید و فقط سمت چپ را نشان داد!

همچنین در کمال حرفه ای گری از جنس صداوسیمایی، گفته شد که این شخص سالها به ویژه در اوایل دهه هفتاد(دوران هاشمی) در اقتصاد ایران حضور داشته است. حضور داشتن در اقتصاد ایران اگر معنایش تایید 4 وزیر دولت احمدی نژاد و حمایت وزیر وقت نفت از وی در همه نهاد های نظارتی کشور باشد، سخن بیست و سی نیکو است، یا اگر حضور داشتن در خط پروازی و پخش رپرتاژ هر شبه آن، از بهترین شبکه در بهترین اوقات شبانه روز، از صدا و سیما را حساب کنیم، این سخن کاملا درست است.

اما این ذهنیت تحلیل گر فقط در اطاق های خبر صداوسیما نیست که برای زنجانی چنین کارویژه تازه ای می آفریند. این راهنمای غلط زدن دنباله اش تا مجلس نیز می رود.

 آنچنان که  حمید رضا فولادگر نماینده مردم اصفهان نیز دیروز گفت که: برخی از این افراد تولدشان در دوره سازندگی بوده، در دوره اصلاحات رشد و نمو پیدا کردند و خرابکاری هایشان در دولت قبلی اتفاق افتاد.سایت جهان نیوز هم در مطلبی که بیتشتر به طنز شبیه بود نوشت" تیتر اول و تحلیل های بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب طی روزهای گذشته به ماجرای دستگیری بابک زنجانی اختصاص داشته است، این رسانه ها در فرار به جلو در پی انتساب فساد اقتصادی بابک زنجانی به رقبای سیاسی خود بوده اند و حتی در آخرین نمونه نیز اکبر ترکان که عملکرد جنجالی اش طی چندماه گذشته در مناطق آزاد، مورد انتقاد جدی هواداران دولت قرار گرفته است، از لزوم پیدا کردن «پشت پرده های بابک زنجانی» سخن گفته است."

در جای دیگری از مطلب سایت زاکانی می نویسد :" برخی از منابع اگاه توجه ویژه رسانه های طیف کارگزاران و نزدیک به خانواده هاشمی در قبال پرونده زنجانی را به حاشیه بردن توجه ها به پرونده بزرگ مهدی هاشمی با ۱۳ عنوان اتهامی اعلام کرده اند. این درحالیست که خبرها از تلاش های پشت پرده همین طیف برای آزادی زنجانی حکایت دارد."

"این سخن ها در حالی بیان می شود که  معاون مرحوم نوربخش ادعای بابک زنجانی در مصاحبه با ایسنا را رد کرد که گفته بود" من راننده رییس بانک مرکزی بودم و در فروش دلار نقش داشتم".

طبق گفته معاون وقت بانک مرکزی زنجانی در زمان دولت هاشمی و خاتمی یک فعال اقتصادی خرده پا بوده و اتفاقا چند باری برای چک برگشتی به زندان نیز افتاده بود. این آدرس غط دادن ها در واقع خطی است که قصدش این است نقش آدم های کلیدی دولت احمدی نژآد در بال و پر دادن به زنجانی و کلید دار کردن او در مناسبات حساس مالی کشور  کم رنگ و غبار آلود جلوه داده شود.

 همین جناب فولاد گر هیچ توضیحی نمیدهد که چرا مجلس در این مدت که مساله بابک زنجانی در دولت قبل مطرح شد هیچ واکنشی نشان نداد؟ و به وزرای دولت در این خصوص اعتماد تمام و کمال داشت. حتی برایش سوال درست نشد که چرا درآمد نفتی و حیاتی کشور باید به دست آدم های بی ریشه ای اینچنین سپرده شود؟

برای جناب فولادگر و کسانی که امروز عکس های بابک را از آلبوم های شخصی خود کنار میگذارند این مهم نیست  که چرا رییس و سخنگوی کمیسیون اصل نود ( یکی از مهم ترین کمیسیون های مجلس در رسیدگی به فساد ) این مدت نقش روابط عمومی و سخنگویی بابک را به عهده گرفته بودند و علیرغم اینکه بانک مرکزی می گفت پولی توسط زنجانی به خزانه کشور واریز نشده، این دو تن چند بار در این خصوص مصاحبه کردند و اعلام داشتند که پول واریز شده است.

گویا آقایان عادت کرده اند حساب شخصی خود  را خزانه کشور بدانند. به هر حال چه بابک محصول دولت سازندگی و اصلاحات باشد، چه محصول پاکترین دولت تاریخ ایران بعد از مادها! امید است دستگاه قضایی برخوردی اصولی و قاطع با این پدیده کند، تا سیه روی شود هر که در او غش باشد!


ن : مهدي اشرفي
ت : شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲
عبدالمحمد زاهدی گزینه اصلاح طلبان کرمانشاه روز یکشنبه از سوی هیات دولت بعنوان استاندار جدید کردستان انتخاب شد. گفتنی است که دو گزینه دیگر اصلاح طلبان کرمانشاه ، علی اوسط هاشمی و محمدحسین مقیمی ، نیز بعنوان استانداران سیستان و بلوچستان و استان مرکزی منصوب شدند.


گفتنی است که زاهدی قبلا استانداری استانهای ایلام. چهارمحال بخیتاری و مرکزی و همچنین معاونت سیاسی امنیتی استانداری کرمانشاه ( در زمان استانداری مهندس صحرائیان ) را برعهده داشته است .
 


ن : مهدي اشرفي
ت : دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۹۲

موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان كرمانشاه  با توجه به اهمیت موضوع مباهله  و آشنايي هرچه بيشتر با اين واقعه تاريخ اسلام اقدام به برگزاري ، مسابقه  وبلاگ نویسی  با موضوع مباهله می نماید.

محتواي وبلاگ بايد شامل :

- تاريخ مباهله (روز ، ماه ، سال) 

- افرادي كه در مباهله شركت داشتند

- مكان مباهله (مباهله كجا بوده و الان آن مكان چه آثاري دارد؟ پيداست يا پنهان)

- علل و سوابق رخداد مباهله چه بوده ؟

- در مباهله چه ارزشهايي به نمايش گذاشته شده ؟

- چه كساني درخواست كنندگان مباهله بودند وچه كساني و به چه علت از مباهله انصراف دادند؟

- نظر قرآن درباره مباهله

گاهشمار مسابقه :

زمان ارسال آثار از 1 ديماه  لغایت 20 ديماه 92 می باشد . برندگان نیز در تاریخ 29  ديماه (17 ربيع الاول – سالروز ميلاد نبي مكرم اسلام(ص) ) از طریق سایت تبيان كرمانشاه به آدرس  www.Tebyan-kermanshah.ir    اعلام می گردند.

جوايز مسابقه :

موسسه تبیان كرمانشاه جهت این مسابقه جوایزي  شامل : وبلاگ اول ،  200هزار تومان، وبلاگ دوم، 150 هزار تومان ، وبلاگ سوم، 100 هزار تومان ، وبلاگ های چهارم تا دهم، هر کدام مبلغ 70 هزار تومان و وبلاگهاي يازدهم تا پنجاهم هر كدام مبلغ 50 هزار تومان در نظر گرفته است.

شرايط مسابقه :

1 – عنوان وبلاگ مرتبط با موضوع مسابقه باشد.

2 – آدرس سايت اداره كل تبليغات اسلامي استان در قسمت پيوند هاي وبلاگ بصورت لينك درج گردد.

3 – در بخش معرفي وبلاگ ، عنوان ويژه شركت در مسابقه وبلاگ نويسي اداره كل تبليغات اسلامي استان با موضوع مباهله قيد شود.

ملاک های داوری :

♦ تناسب موضوع و محتوا
♦ توليد محتوا و نگارش توسط خود وبلاگ نویس
♦ ایده و نگاه نو
♦ رعايت نکات ويرايشی و نگارشی
♦ قالب مناسب و مرتب وبلاگ

♦ تعداد پست هاي بالاتر
♦ تعداد بازديدکنندگان ( درج شمارشگر و نمايش بازديدها الزامی است )

نحوه ارسال آثار :

علاقه مندان برای شرکت در این مسابقه می توانند عنوان وبلاگ و مشخصات فردي خود شامل   نام و نام خانوادگي  ،  كد ملي و تلفن تماس  را به آدرس Stek.Anformatic@Gmail.Com    ارسال نمايند .

 

آدرس دبيرخانه مسابقه :

كرمانشاه سه راه شريعتي – اداره كل تبليغات اسلامي استان كرمانشاه

 برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی  www.Tebyan-Kermanshah.ir مراجعه  و يا  با  شماره تلفن 09122955130  جناب آقاي مهندس مهدي اشرفي تماس حاصل فرماييد.


ن : مهدي اشرفي
ت : یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲
استاندار جدید:

قول می‌دهم از تمام تجربه و توانم برای توسعه و آبادانی کرمانشاه استفاده کنم. ابراهیم رضایی بابادی استاندار کرمانشاه در مراسم معارفه خود که امروز(9 آذر ماه) با حضور معاون سیاسی وزیر کشور در استانداری برگزار شد، اظهارداشت: کرمانشاه امکانات بسیار زیادی دارد، کارهای خوبی نیز در گذشته انجام شده که آمارهای متفاوتی از آن ارائه می شود، اما باید با همه توان کار کنیم تا کاستی‌ها مرتفع شود.  وی عنوان کرد: مردم کرمانشاه در دوران انقلاب خصوصاً در زمان جنگ تحمیلی زحمات بسیاری کشیده‌اند که امیدوارم به عنوان نماینده دولت در جهت رفاه مردم قدم بردارم.  رضایی بابادی با بیان اینکه جنگ تحمیلی از استان کرمانشاه شروع شد و در این استان نیز پایان یافت، گفت: تقدیم 10 هزار شهید و 20 هزار جانباز و آزاده بیانگر رشادتهای مردم کرمانشاه درآن دوران است.  وی با بیان اینکه در استان کرمانشاه اقوام و مذاهب مختلف با وحدت در کنار هم زندگی می‌کنند، عنوان کرد: همه با هم باید استان را بسازیم و از یک سری خواسته‌های خود بگذریم تا به وحدت و همدلی برسیم.  رضایی بابادی افزود: تاکید مقام معظم رهبری و رییس جمهور نیز بر وحدت و یکپارچگی است و باید با همکاری هم شرایط کار و فعالیت را فراهم نماییم و به مردم خدمت کنیم.  وی با بیان اینکه رییس جمهور توصیه‌هایی در خصوص استان کرمانشاه به من داشته‌اند، گفت: ایشان بر لزوم احیاء بیش از پیش ظرفیت‌های استان و عمران و آبادانی و توسعه بیشتر کرمانشاه و همچنین فراهم نمودن بستر ارتباط با کشورهای همسایه و بویژه عراق تاکید داشتند و باید تلاش کنیم این توصیه‌ها محقق شوند.



ن : مهدي اشرفي
ت : یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲
 


ن : مهدي اشرفي
ت : سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲

سایت الف نوشت:

بوی کباب می‌آید یک عبارت است با دو مفهوم مختلف، یکی در عیش و نوش بساط شادی و سفره کباب گسترده و درست همسایه کناری از بوی کباب او کباب می‌شود، واضح‌تر بخواهید بنویسم می‌گویم حکایت آگهی بازرگانی صدا و سیما را ببین، که با نشان دادن انواع خوراکی‌ها چه بلایی بر سر فقرا یا همان ولی نعمتان بدور از نعمت جامعه می‌آورد.

از محاسن فصل سرما این است که می‌شود درها و پنجره‌های منزل را به بهانه فصل پاییز محکم بست اینطوری هم خود راحتی هم در برابر همسر و فرزند شرمسار نمی‌گردی پس استراتژی مناسبی به شمار می‌رود زیرا در تابستان هر کاری می‌کردی کولر بی‌رحم و بی‌جان یک راست دود کباب برخاسته از خانه همسایه را می‌بلعید و درون خانه جمع می‌کرد خلاصه اینکه با همسایه هماهنگ بودیم الحمدلله هر جمعه آنها کباب می‌خوردند و ما بوی کباب.

این روزها دیگر منت‌کش همسایه نیستیم زیرا تلویزیون مابین سریال‌های تکراری که تمام صحنه‌ها و دیالوگ‌هایش را مانند شعر باز باران حفظ کرده‌ایم برنامه خود را قطع می‌کند و برای کباب‌پزی مجهز به شش سیخ کوبیده و شش سیخ مخصوص جوجه که با باطری هم می‌گردد تبلیغ می‌کند؛ به بهانه اینکه ببینیم شبکه‌های دیگر چه دارند کانال تلویزیون را عوض می کنم اما آنجا هم می‌گوید با ماهیتابه دو طرفه می توانید چند جور غذا بپزید و مرغ و ماهی سوخاری را نشان می‌دهد پس وضع اقتصادی ما بهتر شده زیرا می‌توانیم بگوییم از بوی غذا به رنگ غذا ارتقاء یافته‌ایم.

مطلب بالا طنز نبود و با این کار میانه‌ای ندارم اما همیشه برایم این سئوال بوده که شورای سیاست‌گزاری صدا و سیما درآمدزایی را با چه قیمتی می‌خواهد که کودکی یتیم و زنی بی‌سرپرست یا خانواده‌ای مستمند را به بهانه کسب درآمد لگدکوب می‌کند و کسانی که جای طعام سیلی خورده‌اند در برنامه‌ریزی رسانه ملی جام زهر و خون دل می‌خورند و می‌نوشند.

این اهل سیاست چه میزان کیاست دارند تا بفهمند تبلیغ انواع اطعمه و اشربه در برابر دیدگان کسانی که محتاج شام شب هستند و کارگران و کارمندانی که حقوق ۳۰ روزه خود را ۳ روزه خرج می‌کنند رنجی مضاعف به شمار می‌رود.

سخن دلم را ساده و بدون کلمات پرطمطراق نوشتم تا نگویند جان کلام در لابلای واژه‌های ادبی و پیچیده گم گردید ؛ من یک ایرانی و یک معلم هستم و می‌دانم دانش آموزی که با کفش‌های تابستانی به کلاس می‌آید و لباس مندرس سال قبل را می‌پوشد در مقابل تلویزیون ذره ذره زرد شدن رنگ رخسار والدینش را بسان برگ‌های پاییزی دیده است.

برادر گرامی جناب آقای ضرغامی بدانید و آگاه باشید در جامعه ما کسانی که فقط می‌خواهند زنده بمانند در مقابل کسانی که زندگی می‌کنند را نباید با یک مقیاس سنجید زیرا دو طیف مختلف هستند، آنانکه می‌خواهند زنده بمانند همه ساله کاشتند و داشتند اما در نهایت کسانی که زندگی می‌کنند محصول را برداشتند پس شما باید تفاوت را از همین جا درک نمایید.

نمی‌خواهم بگویم تبلیغات تلویزیونی که در تمام دنیا مرسوم است را شما منسوخ کنید اما این استنباط هم که برای ساختن خانه‌ای بزرگ باید آشیانه‌ای را ویران کرد معقول نمی‌باشد. کسی منکر این نیست که تبلیغات هم به نفع خریدار است هم فروشنده به شرطی که متناسب باشد البته آن هم نه به سبک کرم حلزون که اول تبلیغ شد بعد دنبال مجوز گشتید و معلوم نشد درآمد ۳۰ میلیاردی آن کجا رفت.


ن : مهدي اشرفي
ت : دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۲

هیات دولت در جلسه امروز خود استانداران 4 استان را منصوب کرد . هیئت دولت بنا به پیشنهاد وزارت کشور در جلسه امروز خود قربانعلی سعادت را به عنوان استاندار آذربایجان غربی، جاسم جادری را به عنوان استاندار هرمزگان،‌ علی‌اوسط هاشمی را به عنوان استاندار سیستان و بلوچستان و ابراهیم رضایی بابادی را به عنوان استاندار کرمانشاه منصوب کرد.


ن : مهدي اشرفي
ت : چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲

ابراهيم رضايي بابادي در سال 1333 در آبادان متولد شد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در همان شهر به پايان رساند و سپس براي تحصيلات آكادميك عازم دانشگاه تبريز شد و تحصيلات خود را تا اخذ مدرك كارشناسي مهندسي شيمي در آن دانشگاه دنبال كرد. پس از آن نيز تحصيلات خود را در مركز آموزش مديريت دولتي تهران تا اخذ كارشناسي ارشد ادامه داد. رضایی بابادی از مهرماه 1361 به مدت دو سال در استانداري آذربايجان شرقي مشاور استاندار در امور شهرداريها و مديركل شهر و روستاي آن استانداري بود. پس از آن نيز از سال 1363 به مدت دو سال مديركل امور اداري و مالي استانداري آذربايجان شرقي و در همين  دوره مسئول ستاد پشتيباني جبهه و جنگ آن استان نيز بود. پس از آن به استانداري آذربايجان غربي انتقال يافته و ابتدا به سمت مشاور استاندار و مديركل حوزه استانداري و پس از آن نيز فرماندار شهرستان استراتزيك اروميه منصوب شد. پس از پايان جنگ تحميلي وي از اروميه به خوزستان رفت و در سمت معاون استانداري اين استان به خدمت ميپردازد. رضايي از اواسط سال 1369 تا پاييز 1370 به سمت معاون اداري مالي و برنامه ريزي استانداري زنجان منصوب ميشود. پس از آن دوره اول خدمت وي در استانداري تهران فرا ميرسد. وی معاون اداري مالي و برنامه ريزي استانداري تهران ميشود. اين دوره تا سال 1373 به درازا ميكشد تا پس از جابجايي استاندار وقت وي نيز بنا به دعوت وزير وقت تعاون از استانداري تهران راهي مسئوليت مديركلي امور اقتصادي و برنامه ريزي وزارت تعاون ميشود. در پاييز سال 1376 با تغيير مجدد استاندار تهران و دعوت استاندار جديد براي دومين بار به استانداري تهران رفته و عهده دار معاونت سياسي امنيتي استانداري تهران ميشود. وي از آن زمان به مدت 7 سال عهده دار مسئوليت معاونت سياسي امنيتي در استانداري پايتخت بوده است.


ن : مهدي اشرفي
ت : چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲

قصه از اینجا شروع شد!  یک سایت حامی 8 ساله احمدی نژاد که هزینه هایش توسط عضو راکفلر جبهه پایداری و وزیر اسبق احمدی نژاد اداره می شود ، در اقدامی عجیب دعوت به تجمع غیرقانونی و اعتراض علیه رئیس جمهور منتخب مردم را صادر کرد و بلافاصله و پس از دقایقی ، آنان که خود را دانشجو و بسیجی می نامیدند ، به جای استقبال از دکتر حسن روحانی به او حمله کردند ، کفش پرت کردند و چهره ای ناشایست از ایران به نمایش گذاشتند.

همان هایی که در این 8 ساله در پستو هایشان بودند. همان ها که به روی خود نیاوردند که احمدی نژاد 2 نامه به اوباما فرستاده. و اوباما به او پاسخی نداد. همان هایی که ککشان هم نگزید وقتی دولت دهم التماس رابطه با آمریکا را می کردند و همانهایی که که اصلا یادشان نمی آید که احمدی نژاد نامه 17 صفحه ای بی سر و تهی را در سال 85 به جرج بوش فرستاد و با عدم پاسخ بوش ملت ایران را تحقیر کرد!

مفاسد اقتصادی رخ داده در طول دولت نهم و دهم به کنار! در 8 سال گذشته  پیوند فتنه و انحراف کار را به افشای اسرار و هتک استار تشیع کشاند و بعد از همه افتضاحات کار را به جایی رسانده که همین ته مانده سفره باورهای مردم را جارو کند و از میان برداشت ، اما اثری از کفن پوش های قم و تهران و مشهد و اصفهان نبود. برادران و خواهران ارزش گرا و آرمانخواهی که به خاطر سر سوزنی احتمال خطا و اشتباه در سفر نیویورک ، امروز فرودگاه را به هم ریختند ، باید بگویند آن هنگام که مادر چاوز در آغوش احمدی نژاد بود، به کدام پستو خزیده بودند؟

کسانی که در دوره خاتمی و هاشمی با کمترین بهانه حکم ارتداد و قتل صادر می کردند و منتظر بودند تا در سخنرانی ها و نوحه خوانی هایشان احساسات مردم را برای برهم زدن زندگی و کار این و آن تحریک کنند و امروز هم دوباره به خیابان ها آمده اند ، بهتر است پاسخ دهند که چرا در قبال چپاول اقتصاد ، سیاست و فرهنگ مردم در 8 سال گذشته سکوت کردند ...

آری تمامیت خواهان و محافظه‌کارانی که انتخابات ریاست جمهوری را باختند، به صراحت تمام گفته و در عمل- در طی همین مدت کوتاه- نشان داده‌اند که حاضر به پذیرش تغییر سیاسی نیستند تا اثرات اقتصادی آن هم نمایان شود و به حتم کارشکنی هایی دیگر در روزهای آتی در برابر مردم و منتخب ملت از سوی این دسته رخ خواهد داد.

 

اما سخن آخر اینکه ، دکتر حسن روحانی منتخب ملت ایران است و با هماهنگی کامل با رهبر معظم انقلاب و پشتیبانی قاطبه ملت ایران ، اقدامات دیپلماتیک نیویورک را برای منافع ملی انجام و قطعا این بار تیر کفن پوشان به سنگ خواهد خورد و تنها گور خود را خواهند کند.


کسی به روحانی لنگه کفش پرتاب کرد.


ن : مهدي اشرفي
ت : یکشنبه هفتم مهر ۱۳۹۲


صبح روز پنجشنبه نمايندگان استان كرمانشاه در مجلس نهم با وزير محترم كشور ديدار كرده و خواستار ابقاي آقاي دمياد در سمت استاندار كنوني كرمانشاه شدند كه با جواب منفي وزير كشور مواجه شدند.

در جلسه روز پنجشنبه نمايندگان استان كرمانشاه با وزير محترم كشور آقايان رزم. منوچهري . محبي و حسيني به دفاع سرسختانه از ابقاي استاندار پرداختند. وزير كشور خطاب به آنان گفت: متاسفم از اينكه هنوز نمايندگان استان كرمانشاه نميدانند دولت جديدي روي كار آمده است و نياز به استاندار جديدي دارد...

در اين هنگام فتح الله حسيني نماينده قصرشيرين از وزير كشور خواست كه حداقل تا پايان امسال ( سال 92 )آقاي دمياد در سمت استانداري باقي بماند كه بازهم مورد پذيرش وزير كشور قرار نگرفت.
 آقاي مصري در اين جلسه گفت : دوستان نماينده من قبلا هم نامه ابقاي استاندار را امضاء نكردم چون ميدانستم دولت جديد معيارهاي خودش را براي تعيين استانداران دارد اما شما قبول نكرديد.
در اين هنگام فتح الله حسيني نسبت به آقاي مصري پرخاش كرد و...


ن : مهدي اشرفي
ت : یکشنبه هفتم مهر ۱۳۹۲


به‌مناسبت ۲۳ مهرماه سی‌ و دومین سال‌گرد شهادت آیت‌الله اشرفی‌اصفهانی مراسمی با سخنرانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار می‌شود. حجت‌الاسلام  هاشمی‌رفسنجانی دو روز میهمان استان کرمانشاه خواهد بود و در این مدت دیدار عمومی با مردم استان هم‌زمان با سخنرانی در مراسم سالگرد شهادت شهید محراب، دیدار با علما و روحانیان اعم از شیعه و سنی و دیدار با خانواده‌های شهدا و اساتید و نخبگان استان از جمله چهار برنامه‌های وی در سفر به‌کرمانشاه است.  مکان دیدار عمومی هنوز مشخص نیست و باید پس از پیشنهاد و در نظر گرفتن همه جوانب این مکان تعیین می‌شود و به اطلاع می‌رسد.


ن : مهدي اشرفي
ت : یکشنبه هفتم مهر ۱۳۹۲

عشق يعني انتظار مادري ...

مامور آمار: سلام مادر، از سازمان آمار مزاحم میشم. شما چند نفرید ؟

مادر سرشو پایین میندازه و سکوت میکنه ، بعد میگه: میشه خونه ما بمونه برای فردا ؟

چرا مادر ؟

آخه شاید فردا از پسرم خبری برسه . . .


عشق يعني كلام آخر يك بسيجي




ن : مهدي اشرفي
ت : یکشنبه هفتم مهر ۱۳۹۲

برگرد که بر بهار ما میخندند

یک عده به انتظار ما میخندند !


 به چه میخندی دخترک؟

در دین اکراهی نیست. قبول

اعتقادی به این حرفا نداری؟ مختاری

اما اگر خودت را آدم میدانی ، اگر ادعای روشن فکری داری

به اعتقادات افراد احترام بگذار

به حماقت خود بخند ،  که نه ارزش عشقش را فهمیدی، نه احترام به سلایق را

 

 خودت پيام براش بذار . تو چی میگی بهش؟

 


ن : مهدي اشرفي
ت : یکشنبه هفتم مهر ۱۳۹۲
صادق زیبا کلام در یادداشتی نسبت به اظهارات حداد عادل درباره تغییرات دانشگاه آزاد در روزنامه بهار نوشت:

 
 روز گذشته آقای حدادعادل درباره تغییر ریاست دانشگاه آزاد حرف‌هایی زده است که چند نکته درباره آن به ذهن می‌رسد. اولین شگفتی من از اظهارات او از این بابت است که آقای حداد یک شخصیت فرهنگی است و تعجب می‌کنم که چرا رفتار و گفتار فرهنگی‌ای را که از او انتظار می‌رود، انجام نمی‌دهد و با چنین سخنانی پیشینه فرهنگی خود را زیر سوال می‌برد.

 
موضوع دوم مربوط به داستان تصرف دولت آقای احمدی‌نژاد و بعضی اصولگرایان در دانشگاه آزاد است که در سال 90 اتفاق افتاد. نمی‌خواهم چندان وارد این قصه پیچیده شوم ولی سوالم از آقای حدادعادل این است که به نظر شما این درست است نهادی که از اول کارش ریالی پول از دولت بودجه نگرفته است، دولت یکباره آن را مصادره کند؟ آیا اتفاقی که در سال 90 افتاد و اصولگرایان دانشگاه آزاد را گرفتند، قانونی بود؟ اگر مثلا دولت خانه شما را ضبط کند، قانونی است؟

 
استدلال آقای حداد و دیگر اصولگرایان در سال 90 این بود که دانشگاه آزاد از دولت تا به حال پولی نگرفته ولی دولت کمک‌هایی به آن کرده است، من هم این را قبول دارم ولی باز هم سوال اینجاست که آیا دولت به بخش خصوصی کمک نمی‌کند؟ هیچ تسهیلاتی را در اختیار این بخش قرار نمی‌دهد؟ معافیت‌های مالیاتی‌ای برای بعضی سازمان‌های بخش خصوصی در نظر نمی‌گیرد؟

 
پاسخ این است که دولت همه این‌ها را انجام می‌دهد ولی این موضوع دلیل درستی برای این نیست که دولت به واسطه کمک‌هایی که به بخش خصوصی می‌کند، کلا در این بخش هم شریک و سهیم شود. آیا مثلا اگر دولت به یک سازمان مربوط به کشاورزی کمک می‌کند، باید به یکباره آن را تصرف کند؟

 
حیرت من از آقای حداد اینجاست که چطور وقتی در سال 90 دولت در روز روشن یک نهاد خصوصی را تصرف کرد، او هیچ نگفت. به جای اعتراض به این موضوع، در کمال تاسف مصالح سیاسی را در نظر گرفت و سکوت کرد و حالا که دانشگاه آزاد دوباره به هیات موسس‌اش برگشته، اعتراض می‌کند و می‌گوید کسانی که آقای دانشجو را از ریاست دانشگاه آزاد برداشتند، پشیمان می‌شوند.

 
موضوع دیگر این است که اگر آقای حداد دقیق‌تر به این موضوع نگاه کند، متوجه می‌شود که اتفاقی که در حال حاضر در دانشگاه آزاد افتاده و دقیقا مانند همان اتفاقی است که در سال 90 افتاد؛ در آن سال هم هیات امنا برای تغییر رییس این دانشگاه رای‌گیری کرد، امسال هم همین اتفاق افتاده و شش نفر به تغییر فرهاد دانشجو رای داده‌ است، بنابراین ما از آقای حدادعادل می‌خواهیم که به ما بگوید کدام بخش این اقدام، غیرقانونی است.

 
آقای حدادعادل در گفت‌وگویی که دیروز انجام داده، از انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی هم حرف به میان کشیده و گفته است که خیلی‌ها برای این انتخابات برنامه دارند. پاسخ من به این بخش از سخنان او هم این است که مطمئن باشید اگر شورای نگهبان و اصولگرایان به سمت تیغ تیز نظارت استصوابی نروند، اصلاح‌طلبان همین رای قاطعی را که در انتخابات ریاست‌جمهوری آوردند، می‌آورند و نیازی به این برنامه‌ریختن‌هایی که آقای حداد از او حرف می‌زند، نخواهند داشت. از طرف دیگر موضوع اینجاست که اساسا انتخابات آینده مجلس چه ربطی به دانشگاه آزاد دارد؟ آیا تا به حال اصولگرایانی مانند آقای حدادعادل یک نماینده را پیدا کرده‌اند که جریانات دانشگاه آزاد در رای آوردن او موثر بوده باشد؟

 
آقای حداد و دیگر اصولگرایان بهتر از ما می‌دانند که آقای جاسبی از خیلی از منظرها یک اصولگرای تمام‌عیار است و در طول تمام سال‌های مدیریتش، کوچک‌ترین اجازه فعالیت سیاسی به هیچ‌کسی نداد و بنابراین این‌طور نیست که از فردا دانشگاه آزاد دست اصلاح‌طلبان بیفتد و باعث نگرانی اصولگرایان شود.

 
بنابراین پیشنهاد من به آقای حداد این است که به جای چنین اظهارنظرهای سوگیرانه، از قانون دفاع کند و طبق شخصیت فرهنگی‌ای که دیگران از او می‌شناسند رفتار کند.


ن : مهدي اشرفي
ت : دوشنبه یکم مهر ۱۳۹۲
چهارم تیر 1384 ، همزمان با اعلام رسمی پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات، حدادعادل رییس وقت مجلس شورای اسلامی چونان خوشحال بود و در پوست خود نمی گنجید که تنها دقایقی پس از طلوع آفتاب، به دفتر احمدی نژاد رفت تا حضوری به او تبریک بگوید، آنهم در یک مراسم بی نظم که عجله ی بی حد و حصری در آن جاری بود!


حداد اولین فردی بود که به صورت حضوری به احمدی نژاد تبریک گفت

به گزارش سرویس سیاسی «انتخاب» ؛ از فردای آن روز ، حداد لباس حمایت بی چون و چرا از دولت به تن کرد و در برابر تخلفات گسترده دولت نهم و دهم، سکوت اختیار کرد و بارها و بارها چشم در برابر اقدامات غیرقانونی و اعتراض نمایندگان بست و چنین تجویز کرد که «به مصلحت نیست...»

حداد که پیشتر به عنوان یک چهره ی آرام و غیرسیاسی مشهور بود ، اینک وکیلی تمام عیار برای دولت احمدی نژاد محسوب می شد. اما ادامه این روند ، آنچنان آزاردهنده شد که صدای اصولگرایان حامی خود را هم در آورد که «چرا نباید انتقادات حتی منصفانه در صحن علنی مجلس نسبت به دولت وقت طرح شود»

روند وکیل الدولگی اما ادامه پیدا کرد و آنچنان شیب یافت که در آغاز مجلس نهم، حداد شکستی سخت از علی لاریجانی خورد. پس از ورود لاریجانی در قامت ریاست مجلس، این فضا شکست و مجلس در برابر اقدامات غیرقانونی دولت ایستاد.

یکی از نکات مثبت ریاست لاریجانی آن بود که افکار عمومی فهمید رییس قبلی مجلس همواره در برابر خواسته های غیرقانونی دولت سر تعظیم فرود آورده و چماق قانونگرایی را بر سر نمایندگان معترض می کوفت!

آخرین جمله لاریجانی در مورد دولت احمدی نژاد نیز این بود که «دولت ایشان عامدانه تخلف می کرد» ، جمله دقیقی که هیچ گاه از زبان حداد رانده نشد!

ورق برگشت!

پس از انتخابات 24 خرداد 92، و شکست سنگین جریان های تندرو ورق برگشت. حداد عادل که خود یکی از کاندیداهای انتخابات بود و در آخرین روزها، به دلیل اطلاع از آراء بسیار اندکش، کناره گرفت ، یکباره «مصلحت سنجی» را فراموش کرد و به یک منتقد شش دانگ تبدیل شد، دیگر از آن تعریف و تمجید های خارج از اصول و چارچوب خبری نبود ، بلکه او دیگر برای به چالش کشاندن دولتی که مخالف خواسته هایش است، ار هر روزنه ای برای به حاشیه راندن دولت و گاه جوسازی های بی مورد استفاده می کند.

آخرین نمونه از این رویه ی نوین و متفاوت را با یکدیگر مرور کنیم «حداد عادل  پاسخ به سؤالی مبنی بر خبرهایی که درباره عزل آقای فرهاد دانشجو رئیس دانشگاه آزاد وجود دارد، گفت: این خبرها دارای فراز و فرود بوده و یک عده آن را تکذیب می‌کنند؛ بنده به آقایانی که خیلی اصرار بر تغییرات دارند توصیه می‌کنم این قدر عجله نکنند و قدری خویشتندار باشند چرا که این برای آینده‌شان بهتر است...ما دلیل این همه تعجیل را در دست یافتن به مناصب و مقامات متوجه نمی‌شویم، به هر حال شتابزده یک حدی دارد.»

حقیقت آن است که توصیه جناب حداد، توصیه ی صواب و و مشفقانه ایست ولو آنکه این توصیه در راه تخریب دولت باشد اما از حق نباید گذشت که توصیه به «عدم تعجیل در انتخاب مدیران» سخن صحیحی است چرا که به قول ایشان «خویشتنداری در انتخاب مدیران، برای آینده شان [وزرا و مدیران ارشد دولت یازدهم] بهتر است»

با این حال خوب است جناب حداد عادل پاسخ دهند که :

اولا: چرا این توصیه را به دولت احمدی نژاد نکردید؟ چرا در برابر تغییر 10 رییس دانشگاه طی دو ماه توسط وزیر علوم دولت نهم سکوت کردید؟ چرا در برابر تغییر 40 رییس دانشگاه توسط کامردان دانشجو وزیر دولت دهم چیزی نگفتید و حتی اشاره نکردید که این 40 رییس دانشگاه، «خودی» هستند و توسط دولت اول احمدی نژاد منصوب شده اند؟ چرا در برابر ورود اتوبوسی به صدها سازمان و اداره ساکت ماندید و از دولت وقت حمایت کردید؟

ثانیاً، جنابعالی که به گزارش های محرمانه و غیرمحرمانه دسترسی دارید، چگونه این سخن خلاف واقع را مطرح می کنید؟ مگر نمی دانید صدها مدیر و نیروی دولت قبل در ده ها سازمان و اداره حضور دارند و همچنان هم منویات دولت قبل را اجرا می کنند؟ مگر باور کردننیست که دولتی دو ماه از آغاز کارش بگذرد و هنوز مدیر عامل خبرگزاری ایرنا - به عنوان مهمترین رسانه دولت - و دهها سازمان و اداره دیگر تغییر نکند ؟ تا مبادا منتقدان دلسوز! کوچکترین تغییر را به :کلید بولدوزر» یا «داس» تعبیر کنند! مدیر همان مدیر دولت قبلی است و از هیچ تلاشی هم علیه دولت فعلی فروگذار نیست! حقیقتاً اینها را نمی دانید یا بهانه ی قابل توجهی پیدا کرده اید؟!

جنابعالی حتماً گزارش ها در مورد مورد حضور و تداوم نیروهای دولت قبل، با انواع ترفندهای غیراخلاقی در دولت جدید را دیده یا شنیده اید! چرا در برابر این اقدام سکوت می کنید؟

آخر سخن آنکه با توجه به آنکه تنها جناب حداد چند سالیست ردای سیاستمداری به تن کرده اند، خوب است اصول روش و منش انتقاد را هم بدانند. طبعاً ایشان به عنوان یک چهره فرهنگی قابل توجه نیازی به معرفی کتب و منابع در این مورد ندارند.


ن : مهدي اشرفي
ت : سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲

  
  پس از مدتها انتظار، رای گیری شورای شهر چهارم برای انتخاب شهردار تهران برگزار شد و محمدباقر قالیباف، با اختلافی اندک موفق شد شهردار تهران شود.

حسین رضازاده در حالی که دور اول به محسن هاشمی رای داده بود، در دور دوم نام قالیباف را به صندوق انداخت. همینطور، الهه راستگو، چهره ی اصلاح طلب شورای شهر تهران که طی روزهای اخیر مدعی بود «به هاشمی رای خواهد داد» ، در دور اول رای سفید داده و دور دوم قالیباف را انتخاب کرد.

هنوز دلیل چرخش یکباره ی رضازاده و راستگو (به عنوان یک چهره اصلاح طلب)، آنهم ظرف کمتر از 10 دقیقه مشخص نیست.

مردم می پرسند: چه شد که الهه راستگو در دور نخست رای ممتنع داد؟ و چه شد که ظرف کمتر از 10 دقیقه، نظرش را تغییر داد و به قالیباف رای داد؟ اساساً با توجه به سابقه ی اصلاح طلبی او ، و قول و وعده ی مکرر وی در جلسات جریان اصلاحات برای رای دادن به محسن هاشمی، چرا او جریان مقابل را برگزید؟ در این چند دقیقه چه گذشته است؟

چه شد که رضازاده دور اول به هاشمی رای داد و دور دوم به قالیباف؟ آیا در این ده دقیقه اتفاقاتی افتاده که مردم از آن بی اطلاعند؟

چرا دنیامالی با وجود حضور در لیست اصلاح طلبان و شرکت در جلسات این جبهه، باز هم به قالیباف رای داد؟ چه شد که او رقیب را ترجیح داد؟ آیا حقیقتاً او «مصلحت شهر» را ترجیح داد یا داستان چیزی دیگری است؟

در این مورد، خوب است این یادداشت را که مرتبط با اخبار پشت پرده ی انتخاب شهردار است، را بخوانید!

الهه راستگو کیست؟

الهه راستگو (زادهٔ ۱۳۴۱ در ملایر) عضو هیئت رئیسه چهارمین دوره شورای اسلامی شهر تهران است. او پیش از این نمایندهٔ حوزهٔ انتخابیهٔ ملایر در دورهٔ پنجم مجلس شورای اسلامی بوده‌است.

وی در انتخابات چهارمین دوره شورای شهر تهران در لیست ائتلاف اصلاح طلبان قرار داشت و توانست به چهارمین دوره شورای شهر تهران (دوره کنونی ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶) راه یابد.

راستگو همچنین سرلیست فهرست انتخاباتی حزب اصلاح طلب مردمسالاری در انتخابات مجلس نهم در تهران بوده است.

وی سخنگوی سابق حزب اصلاح طلب کار، رئیس سازمان زنان حزب اسلامی کار و عضو شورای مرکزی حزب اسلامی کار است.

با این حال، می توان پیش بینی کرد پس از این اتفاق، خانم راستگو نه تنها از جبهه اصلاحات اخراج شود بلکه به یار دائمی قالیباف تبدیل شود.

تفكيك آراء

(دور اول و دوم راي گيري):

دور اول راي گيري:

رای دهندگان به محمدباقر قالیباف

احمد دنیامالی
مهدی چمران
علیرضا دبیر
حبیب کاشانی
مرتضی طلایی
پرویز سروری
رضا تقی پور
عباس شیبانی
رحمت الله حافظی
اقبال شاکری
مجتبی شاکری
ابوالفضل قناعتی
معصومه آباد
عبدالمقیم ناصحی
محسن پیرهادی

سفيد
الهه راستگو

رای دهندگان به محسن هاشممی
حسین رضازاده
عباس جدیدی
احمد مسجد جامعی
هادی ساعی
اسماعیل دوستی
محمد مهدی تندگویان
محمد سالاری
فاطمه دانشور
احمد حکیمی پور
محمد حقانی
عبدالحسین مختاباد
غلامرضا انصاری
محسن سرخو
مسعود سلطانی‌فر
ولی الله شجاع‌پوریان

دور دوم راي گيري:

رای دهندگان به محمدباقر قالیباف
احمد دنیامالی
الهه راستگو
مهدی چمران
علیرضا دبیر
حبیب کاشانی
مرتضی طلایی
پرویز سروری
رضا تقی پور
عباس شیبانی
رحمت الله حافظی
اقبال شاکری
مجتبی شاکری
ابوالفضل قناعتی
معصومه آباد
عبدالمقیم ناصحی
محسن پیرهادی

در همین حال، گفته می شود رای مخدوش متعلق به حسین رضازاده بوده که پس از بررسی، مشخص شده او نیز قالیباف را برگزیده است.

محسن هاشمي

عباس جدیدی
احمد مسجد جامعی
هادی ساعی
اسماعیل دوستی
محمد مهدی تندگویان
محمد سالاری
فاطمه دانشور
احمد حکیمی پور
محمد حقانی
عبدالحسین مختاباد
غلامرضا انصاری
محسن سرخو
مسعود سلطانی‌فر
ولی الله شجاع‌پوریان


ن : مهدي اشرفي
ت : دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲
گر نگهدار من آن است که من میدانم
 
شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد
 
( تصویر متحرک است )
 
 
 
شانس نام مستعار خداست

آنجا که نمی خواهد امضایش پای داده هایش باشد‎
 


تاريخ : جمعه بیست و نهم شهریور 1392 | 15:52 | نویسنده : زهراایمانی | 7 نظر


ن : مهدي اشرفي
ت : پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۲


جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید