X
تبلیغات
صداي مردم

صداي مردم

--------------------------
پایگاه مرکزی اطلاع رسانی گروه انسانهای سبزGPG
---------------------------------------------- ------------------------


فال حافظ

---------------------------------- ---------------------------------------- ------------------------------------ ---------------------------------

یکی از بینندگان سایت الف نوشت:

اگر یک نماینده ی مجلس، یک عضو شورای شهر، یک فرماندار، رییس کلانتری، نیروی انتظامی، دادگستری، شهردار منطقه، شرکت بیمه، صنف میوه فروش و هر تشکل دیگری که بخشی از «قدرت را به نمایندگی از مردم» در دست دارد بداند و احساس کند که در صورتی که به وظیفه ی خود درست عمل نکند، با تجمع اعتراضی مردم روبرو خواهد شد از آن به بعد:

الف) دیگر «هر کس هر کس» جرات قبول مسوولیت نخواهد کرد زیرا می فهمد که «رییس» شدن مساوی است با «لزوم پاسخگو بودن در برابر خود مردم»

ب) حاکمیت نیز مجبور خواهد شد برای سپردن مسوولیت ها، سراغ نخبگان در همان رشته برود و دیگر کمتر خواهیم دید که مثلا فردی را از «اداره ی راه آهن» به سمت «ریاست دانشگاه پیام نور کشور» بگمارند. ویا از این قبیل...

..........................................
بسم الله الرحمن الرحیم
شنیده ایم که زمانی از «ماهاتمیر محمد» دلیل موفقیت او و پیشرفت سریع کشورش را پرسیده بودند و او در پاسخ گفته شبیه چنین جمله ای گفته بود که: «ما ملتی دارای «هوشی متوسط» هستیم ولی کارهای بزرگ کشورمان را بدست نخبگان و افراد با استعدادمان سپرده ایم و به آنان اعتماد می کنیم»

۱- سال ها است در محیط دانشگاهی وقتی نگاه می کنم می بینم که استادان برخی از رشته های پر طرفدارتر که بر همین اساس، زمینه ی انجام کار تخصصی «پر درآمد تر» و «مورد قبول تر» را نیز دارند، کمتر سراغ پذیرش مسوولیت های دانشگاهی و حتی سیاسی می روند. برای نمونه در دانشکده ی حقوق دانشگاه آزاد مشهد، استادان حقوق نه حاضرند «مدیر گروه شوند» و نه «برای تدریس بیشتر» رقابت می کنند.

گمان می کنم که در برخی رشته های پرطرفدار دیگر نیز همچون: «معماری» «چشم پزشکی یا ارتوپدی و ...» کسانی که دکتری این رشته ها را دارند نیز به کار تخصصی خود مشغولند و موفق... اما برخی دارندگان مدارک برخی از رشته های «با کاربرد کمتر» و یا «غیر ضروری تر» به دلایلی، از مشتریان دائمی رقابت های سیاسی و انتخاباتی هستند...! و اگر مدارک مسولین نظام! را بررسی بفرمایید متوجه این اختلاف تخصص ها خواهید شد.

هنگامی که از آن بخش از نخبگان جوان کشور - که در بهترین رشته های دانشگاهی پذیرفته شده اند - خواسته می شود که «برای نمایندگی مجلس» و یا «پذیرش سمت های دولتی» وارد رقابت شوند، لبخند می زنند و در پاسخ می گویند که «فضای کاری خودشان را دوست دارند» و «حوصله ی درگیر شدن در فضای ناسالم رقابت سیاسی را ندارند»

۲- اما چگونه می توان این فضای بسته ی سیاسی را کمی تغییر داد؟ فضایی که وقتی وارد آن می شوی با «رانت های گسترده» و «ویژه خواران و ویژه خواهانی» روبرو می شوی که هممچون «زالو» به «شاهرگ های مرتبط به قدرت» چسبیده اند و از آن ارتزاق می کنند. کسانی که برای خارج کردن رقیبان از صحنه ی رقابت «هرگونه دروغ و تهمت» را «روا» می دانند. و چنان فضایی ایجاد کرده اند که بجز «خودشان و امثال خودشان» فرد دیگری جرات ورود به این صحنه و بازی خطرناک به ظاهر سیاسی! را پیدا نمی کند. کسانی که از «رانت و انحصار اطلاعات محرمانه ی خود» از مصوبات آتی مجلس و دولت، «میلیاردها» تومان را «در یک شب» در کنار «حامیان انتخاباتی خود» به جیب می زنند و «فسادی فراگیر» را در «بدنه ی دولت» دامن زده و می زنند. کسانی که «اگر پست مدیریتی آنان را از آنان بگیری عرضه ی هیچ کار دیگری بجز ریاست را ندارند و به نان شبشان محتاج می شوند...!»

واقعا «داروی درمان این نابسامانی» چیست؟
پاسخ این سوال به مدد مقاله ی ارزشمند جناب ایلیا سالار: همه کسانی که در مرگ سرباز وطن مقصرند که در سایت الف امروز خواندم دوباره در ذهنم جرقه زد و انگیزه ی لازم برای نوشتن این یادداشت را پیدا کردم. در بخشی از این مقاله و پس از اشاره به کوتاهی و گناه «دولت، حکومت، نیروی انتظامی، سپاه، روحانیت، رییس جمهور روحانی و ... آمده است که «تک تک مردم ایران ؛ بدون شک، خون هر کدام از گروگان ها که به شهادت برسند، بر گردن یکایک مردم ایران می باشد. زمانی که مردم ایران در مقابل چنین خطاهای مکرری، در مقابل تمام عواملی که پیش تر به آن اشاره شد، بدون هیچ احساس مسئولیتی سکوت اختیار کرده اند، با این کارشان زمینه را برای به خطر افتادن جان این مرزبانان با دستان خودشان فراهم نمودند.

گاهی سکوت و تحمل مردم را نشانه صبر و وفاداری یک ملت تعبیر می کنند، اما در مواردی مانند حادثه مورد بحث، نه نتها شرافتی در این سکوت وجود ندارد، بلکه ظلم بزرگ و مستقیمی است که ملت ایران در قبال سربازان کشور خود روا کرده اند. اگر پس از بروز اولین حادثه از این نوع، مردم، مرزبانی ناجا را تحت فشار قرار می دادند که از سربازان وظیفه برای مرزبانی، آن هم در خطرناک ترین مرزهای ایران استفاده نکند؛ اگر مردم ایران از سپاه و ارتش می خواستند که با توجه به امکانات گسترده خود امنیت مرزهای شرقی را تامین نمایند؛ اگر مردم ایران از سازمان نظام وظیفه می خواستند که در خصوص امر مقدس سربازی رضاخان، در دوران صلح تجدید نظر نمایند، همانگونه که بسیاری از کشورهای دنیا این کار را انجام دادند؛ اگر مردم ایران به رسانه های داخلی - روزنامه ها، خبرگزاری ها، رادیو و تلویزیون فشار می آوردند که به این موضوع بپردازند؛ اگر مردم ایران از دولت روحانی، در کنار رفع تحریم ها و بهبود وضعیت اقتصادی، تغییر سیاست های مرزبانی کشور را طلب می کردند؛ اگر مردم ایران از علمای خود می خواستند که اختلافات را کنار گذاشته و زیر نام خدای واحد، پیامبر واحد و کتاب واحد با یکدیگر به وحدت برادرانه برسند؛ اگر مردم ایران آنقدر احساس مسئولیت می کردند که فراتر از یک لایک در فیس بوک قدمی در این زمینه بردارند مطمئنا شاهد چنین رخدادهای ناگوار و مکرری در کشور نبودیم.

آری، دستان تک تک ما، مردم ایران به خون اولین شهید این گروگان گیری، جمشید دانایی فر ۲۷ آغشته است. امشب در هنگام خواب، با وجدانی آسوده و خالی از گناه، به این موضوع فکر کنیم که چه کارهایی می توانستیم برای جمشید دانایی فرها انجام دهیم، اما بی هیچ احساس مسئولیتی، سکوت و بی اعتنایی را در پیش گرفتیم...

۳- در«اصل ۲۷ قانون اساسی» و در قسمت مربوط به «حقوق ملت» برای مردم «حق برپایی تجمعات اعتراضی» به رسمیت شناخته شده که بر اساس آن مردم بدون نیاز به اخذ مجوز راهپیمایی حق «بر پایی اجتماعات اعتراضی بدون حمل سلاح را دارند»... -البته در بخش دیگری از قانون اساسی نیز مراجعه ی مستقیم به آراء ملت به عنوان روشی توصیه شده درتصمیم گیری های مهم و سرنوشت ساز همچون «انرژی هسته ای» ، «جنگ یا صلح» ، «یارانه» و ... نیز پیش بینی شده است که تا کنون مورد استفاده ی حاکمیت قرار نگرفته است... «اصل ۵۹ در مسایل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همه ‏پرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد.»-

کاملا معتقدم که اگر اصل ۲۷ قانون اساسی - البته به درستی و بدون حاشیه و سوء استفاده ی سیاسیون -توسط مردم احیا شود، دیگر هر «فرد نالایقی»، «طمع رسیدن به قدرت» جهت دارا شدن حق استفاده از «مصونیت قدرت» را در سر نخواهد پروراند. سال ها است که همه می دانیم که روند «دموکراسی» در ایران یک سویه است. یعنی مردم را تنها در مرحله ی انتخابات وارد صحنه می کنیم. پس از آن برخی از اعضاء «شورای شهر» یا «نمایندگان مجلس» -نیز همچون یک کارمند عادی اداره که وقتی استخدام می شود دیگر «خدا را هم بنده نیستند» - و معمولا دیگر مسولیت جدی و بار پاسخگویی مستقیمی را در قبال مردم احساس نمی کند، البته بجز پاسخگو بودن در برابر همان «ویژه خواهانی» که او را برای رسیدن به قدرت «میلیاردی» هزینه کرده اند.

اگر یک نماینده ی مجلس، یک عضو شورای شهر، یک فرماندار، رییس کلانتری، نیروی انتظامی، دادگستری، شهردار منطقه، شرکت بیمه، صنف میوه فروش و هر تشکل دیگری که بخشی از «قدرت را به نمایندگی از مردم» در دست دارد بداند و احساس کند که در صورتی که به وظیفه ی خود درست عمل نکند، مردم حق دارند که علیه او مستقیما وارد صحنه شوند و او با تجمع اعتراضی مردم روبرو خواهد شد از آن به بعد:

الف) دیگر «هر کس هر کس» جرات قبول مسوولیت نخواهد کرد زیرا می فهمد که «رییس» شدن مساوی است با «لزوم پاسخگو بودن در برابر خود مردم»

ب) حاکمیت نیز مجبور خواهد شد برای سپردن مسوولیت ها، سراغ نخبگان در همان رشته برود و دیگر کمتر خواهیم دید که مثلا فردی را از «اداره ی راه آهن» به سمت «ریاست دانشگاه پیام نور کشور» بگمارند... ویا از این قبیل واگذاری های پست های مدیریتی تخصصی به افراد کاملا بیگانه با آن تخصص....!!

بعید نیست کسانی که مانع تحقق این حق از مردم - اصل ۲۷ قانون اساسی - می شوند لزوما «دلسوزان نظام نباشند» بلکه همان «مدیران ارشد نالایق و یا وابستگان به آنان باشند» که بقاء خود را در این سیستم «ناکارآمد» می دانند و مردم را تنها برای حضور هر چهار سال یک بار در «پای صندوق انتخابات» و «نمایش دموکراسی» نیاز دارند و نه برای «پاسخگویی به نیازهای واقعی ملت».

مدیرانی که واژه «نظام» را با نام «خودشان» گره می زنند و «نقد خود» را مساوی با «نقد نظام» می دانند. کسانی که با مبهم نگه داشتن مفهوم واقعی واژه های مقدسی همچون «مردم»، « انقلاب اسلامی» ، «نظام» ، «حکومت» ، «اسلام» «دین» «شهیدان میهن»، «جنگ و دفاع مقدس» و دیگر «مقدسات» و ... بجای «پاسخگویی» ناشی از «دارا بودن قدرت»، همواره از «مصونیت وابستگی خود به قدرت» سود می برند...


ن : مهدي اشرفي
ت : سه شنبه نوزدهم فروردین 1393

استاندار کرمانشاه گفت: از شرکت های ژاپنی برای سرمایه گذاری در بخش های کشاورزی و اقتصادی کرمانشاه استقبال می کنیم.


ابراهیم رضایی بابادیˈ در دیدار ˈکوجی هانه داˈ سفیر ژاپن در تهران با وی افزود: کرمانشاه در بخش کشاورزی از ظرفیت و توانمندی بالایی برخوردار است، و این مساله این استان را به عنوان قطب کشاورزی و یک منطقه راهبردی در کشور مطرح کرده است.

وی با اشاره به وجود یک میلیون هکتار زمین قابل کشت در استان کرمانشاه گفت: هم اکنون طرح بزرگ گرمسیری در این استان درحال اجراست که در این طرح زمین های زیادی از دیم به آبی تبدیل می شود.

وی ادامه داد: صنعت پتروشیمی کرمانشاه نیز موقعیت خوبی دارد و در حال گسترش آن هستیم و در این رابطه وزیر نفت قول داده واحدهای پتروشیمی استان کرمانشاه افزایش یابد.

رضایی افزود: از پروژه های مهم در حال اجرا در کرمانشاه، پالایشگاه 150 هزار بشکه ای آناهیتا است که مطالعه آن انجام شده، و عملیات اجرایی آن بزودی آغاز می شود.

استاندار کرمانشاه اظهار کرد: کرمانشاه همچنین دارای سه منطقه ویژه اقتصادی است که سرمایه گذاران می توانند در این مناطق سرمایه گذاری کنند.

وی به روابط دیرینه و حسنه جمهوری اسلامی ایران و ژاپن اشاره کرد و گفت: با توجه به توانمندی کرمانشاه در بخش صنعت خودروسازی، آماده استقبال از سرمایه گذاران ژاپنی در این بخش هستیم.

وی در ادامه با اشاره به وجود سه هزار اثر تاریخی در کرمانشاه اظهارکرد: هم اکنون 50 منطقه نمونه گردشگری در این استان وجود دارد که در همه آن ها قابلیت سرمایه گذاری وجود دارد.

وی گفت: یکی از این مناطق مهم مجموعه آثار تاریخی بیستون است که به ثبت جهانی رسیده ودیگری تاق بستان کرمانشاه است که در حال ثبت جهانی شدن است.

وی افزود:سالیانه تعداد زیادی از مسافران و گردشگران داخلی و خارجی از آثار تاریخی استان کرمانشاه دیدن می کنند.

سفیر ژاپن در ایران نیز گفت: استان کرمانشاه از قابلیت های زیادی برای سرمایه گذاری برخوردار است.

ˈکوجی هانه داˈ افزود: قابلیت های اقتصادی کرمانشاه را بزودی به اطلاع شرکت های اقتصادی و تجاری ژاپنی که در ایران فعال هستند، خواهم رساند، تا بخشی از فعالیت های اقتصادی خودشان را در این استان انجام دهند.

وی گفت: بین ایران و ژاپن از گذشته مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خوبی برقرار بوده که باید برای گسترش آن تلاش کنیم.

وی از حضور خود در استان کرمانشاه و دیدار از آثار تاریخی آن ابراز خوشحالی کرد و افزود: کرمانشاه از تنوع آثار تاریخی خوبی برخوردار است و این مساله موجب می شود گردشگران زیادی به این استان سفر کنند.

وی به روابط دیرینه ایران و ژاپن اشاره کرد و گفت: تجار و بازرگانان دو کشور حضور خوبی برای سرمایه گذاری و انجام فعالیت های بازرگانی در دو کشور داشته اند.

سفیر ژاپن در تهران اظهار کرد: در سال های اخیر، ایران مورد تحریم بین المللی قرار گرفت و مقداری از سطح روابط ایران و ژاپن کاسته شد.

هانه دا گفت: با روی کار آمدن دولت جدید ایران، شاهد وضعیت بهتری هستیم و امیدواریم در آینده نزدیک، شرایطی فراهم شود که کلیه محدودیت های موجود ضد ایران برای حضور تجار و بازرگانان برداشته شود.


ن : مهدي اشرفي
ت : پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392
یکی از موضوعاتی که ‌سال گذشته، بحث بسیاری بر سر آن شد، تعطیلات نمایندگان مجلس بود. هنگامی بود که موضوع تعطیلات در مجلس، به اندازه‌ای داغ شد که حتی برخی ‌نمایندگان مجلس شورای اسلامی به فکر کم کردن آن و حتی تغییر آیین‌‌نامه داخلی مجلس برآمدند و سرانجام به صورت طرح یک فوریتی پیش از تعطیلات سال 92 به هیأت ریسه مجلس دادند.

موضوع تعطیلات در مجلس تا جایی پیش رفت که حتی برخی از نمایندگان به فکر حذف عاشورا و تاسوعا از برنامه تعطیلات رسمی کشور افتادند، به گونه‌ای که اللهیار ملک‌شاهی گفته بود: طرحی با امضای نمایندگان تهیه شده که بر پایه آن، بخشی از تعطیلات رسمی کشور حذف شود. در این طرح، تاسوعای حسینی، ۲۹ اسفند و حتی شهادت امام رضا(ع) جزو روزهای‌ پیشنهادی برای حذف ‌تعیلی آن بود که البته ‌این کار، واکنش علما و روحانیون‌ را به دنبال داشت و از دستور کار نمایندگان خارج شد.

اما موضوع جالب‌ این بود که نمایندگان مجلس با اینکه می‌خواستند از شمار روزهای تعطیل‌ رسمی کشور کاسته شود، خود راضی نشدند از تعطیلات تابستانی‌شان صرف‌نظر کنند؛ تعطیلات تابستانی نمایندگان مجلس، یکی از موضوعات جنجال برانگیز نمایندگان مجلس بود. به همین سبب در تیرماه سال جاری، یک فوریت طرح اصلاح ماده(۸۴) آیین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی که با امضای ۲۵ نماینده تقدیم مجلس شده بود، مورد بررسی قرار گرفت.

این طرح بر این نکته تأکید داشت که تعطیلات یک ماهه تابستان نمایندگان حذف شده و این مدت برای سرکشی نمایندگان به حوزه‌های انتخابیه و رسیدگی به وظایف نمایندگی اختصاص یابد.

بنا بر ‌ماده ۸۴ آیین‌نامه داخلی مجلس ـ که تصویب آن به پیش از انقلاب بر‌می‏گردد ـ تعطیلات تابستانی مجلس در هر سال سی روز است که زمان آن با تشخیص مجلس تعیین می‌شود. هیأت رئیسه می‌تواند در تنظیم ‌برنامه جلسات علنی و کمیسیون‌ها به ‌گونه‌ای عمل کند که نمایندگان در هر ماه، یک هفته کاری نیز برای رسیدگی به وظایف نمایندگی فرصت داشته‌ باشند.‌

بنا بر این گزارش، اما طرح این موضوع در مجلس در حالی که انتظار می‌رفت با استقبال نمایندگان روبه‌رو شود با مخالفت شدید نمایندگان روبه‌رو شد.

در این باره،‌ قاضی ‏پور‌ در مخالفت خود با این طرح گفت: ما به مرخصی نمی‌رویم و در مدت تعطیلات نیز به نقاط روستایی حوزه انتخابیه خود سرکشی می‌کنیم. ما در تهران و به ویژه در در مجلس راحتیم، سر موقع غذا می‌خوریم و سر موقع کار می‌کنیم؛ بنابراین، شما برادران عزیز در کمیسیون ‌بوده و در صحن علنی حضور فعال داشته باشید و تأخیر نداشته باشید، همین کفایت می‌کند.

این نماینده مجلس ادامه داد: رفتن نمایندگان مجلس به مرخصی اسمش مرخصی است، ولی در واقع مأموریت است.‌ نمایندگانی که زحمت می‌کشند، خودشان می‌دانند که مرخصی اصلاً معنایی ندارد، زیرا ما نمایندگان شهرستانی، باید در شهرستان خود ‌باشیم و اگر یک روز موبایل ما خاموش باشد، باید به صدها تن پاسخ دهیم.

وی در پایان با تأکید بر اینکه این طرح، طرحی تبلیغاتی برای تعداد اندکی از نمایندگان است و بنابراین نباید به چنین طرحی رأی مثبت داد، گفت: اجازه دهید تا نمایندگان به حوزه‌های انتخابیه خود سرکشی کنند و با مردم، کشاورزان، روستاییان و مسئولان شهری خود دیدار داشته باشند و کارهای نمایندگی خود را انجام دهند.

همچنین رئیس مجلس در این باره گفت: در این روزها ـ که نام‌ آن تعطیلات تابستانه است ـ ‌بیشتر نمایندگان کار سرکشی به حوزه انتخابیه را انجام می‌دهند؛ بنابراین، هنگامی که نمایندگان چنین کاری را انجام می‌دهند، ‌چرا عنوان تعطیلات تابستانی را یدک بکشند. وقتی نمایندگان برای سرکشی به مناطق خود می‌روند، ‌می‌توان این یک ماه را هم جزو مواردی گذاشت که نمایندگان به حوزه انتخابیه می‌روند.

این گزارش در ادامه می‌افزاید، سرانجام ‌پس از بیان دیدگاه‌های شمار‌ دیگری از نمایندگان، یک فوریت طرح حذف تعطیلات تابستانی نمایندگان با ۸۴ رأی موافق، ۱۳۹ رأی مخالف و ۱۱ رأی ممتنع به تصویب نمایندگان نرسید؛ اما به واقع تعطیلات نمایندگان یا به عبارت دیگر، روزهای کاری نمایندگان با احتساب روزهایی که مجلس نشست علنی دارد و همچنین حضور نمایندگان در کمیسیون‌ها چند روز می‌شود؟

نمایندگان در آغاز سال 92 اولین جلسه رسمی خود را از 18 فروردین آغاز کردند، همچنین سال 92 به غیر از روزهایی که در18 روز ابتدای سال و همچنین تعطیلات رسمی که در روز پنجشنبه و جمعه قرار داشت 14 روز بود از سوی دیگر در سال جاری 105 روز پنج شبنبه و جمعه وجود داشت.

ناگفته نماند که نمایندگان ‌ماهانه، یک هفته نیز به دلیل سرکشی به حوزه انتخابیه تعطیل هستند که از چهارشنبه شروع می‌شود و تا ‌یکشنبه که نمایندگان در صحن علنی حاضر می‌شوند، ادامه دارد (نزدیک ده روز در ماه)؛ افزون بر این، نمایندگان مجلس سالی سی روز نیز به تعطیلات تابستانی می‌روند.

اما مجموع تعطیلات نمایندگان در سال 92 به شرح زیر است:

اول سال: 18 روز اول
‌‌تعطیلات آخر هفته: 105 روز
‌‌‌تعطیلات ماهانه: 100 البته منهای روزهای پنجشنبه و جمعه‌
تعطیلات رسمی: 14 روز
‌‌تعطیلات تابستانی: 30 روز‌
مرخصی‌ 20 روز

با جمع این ارقام، ‌‌نمایندگان محترم در سال جاری، 287 روز تعطیلی داشته‌اند؛ یعنی آنان از مجموع 365 روز سال، 78 روز کاری ‌را در مجلس شورای اسلامی گذرانده‌اند.

‌‌ذکر این مهم لازم است که این 78 روز کاری نمایندگان، بدون احتساب روزهایی است که برخی از نمایندگان به دلایلی غیبت می‌کنند و یا بنا بر شرایطی در مأموریت‌های داخل یا خارج از کشور هستند.


ن : مهدي اشرفي
ت : دوشنبه نوزدهم اسفند 1392

در حاشیه حاتم بخشی بانک‌مرکزی؛

حجم مطالبات معوق بانکی طی 8 سال گذشته بیش از 14 برابر رشد کرده است تا رکوردی بی سابقه را در این بخش به ثبت رسانده باشد.

 نسبت مطالبات معوق به کل تسهیلات ارائه شده نیز به شکل نگران کننده‌ای افزایش یافته است. این شاخص از 7 درصد در سال 84 به حدود 25 درصد در سال جاری رسیده است.


بنابراین گزارش، آخرین آمار رسمی از مطالبات معوق شبکه بانکی از سوی مسولان بانک مرکزی رقم 84 هزار میلیارد تومان را تایید می کند اما رئیس سازمان بازرسی کل کشور این عدد را 100 هزار میلیارد تومان اعلام کرده است. برخی از کارشناسان بانکی حتی رقم اصلی مطالبات بانکی را فراتر از ارقام اعلام شده می دانند. اما همین عدد 100 هزار میلیارد تومانی نیز نسبت به پایان سال 1384 افزایشی بیش از 14 برابر را نشان می دهد.

 

رقم مطالبات معوق بانکی در پایان سال 1384 که چند ماه از فعالیت دولت نهم می گذشت، رقم 7 هزار میلیارد تومان را نشان می داد. پس از آن اما با رونق تسهیلات تکلیفی از سوی دولت و فشار به بانک های عامل برای ارائه وام هایی نظیر بنگاه های زودبازده، این رقم رشد قابل توجهی را از سرگذراند. در همان سال نخست یعنی سال 1385، مطالبات معوق به 10 هزار میلیارد تومان رسید تا رشد بیش از 40 درصدی را تجربه کند.این در شرایطی است که گفته می شود 30 درصد از این مطالبات توسط 73 بدهکار حقیقی و حقوقی دریافت شده و بازپرداخت آن صورت نگرفته است.

 همچنین براساس گزارش بانک مرکزی، ۱۱.۴ هزار میلیارد تومان از حجم معوقات بانکی در اختیار ۲۳ نفر است که عمدتا هم به کار تولیدی نمی پردازند. که همین آمار به تنهایی نشان می دهد که در سال‌های گذشته نظارت بر سیستم بانکی به شدت کاهش یافته و همپای آن فساد در شبکه بانکی کشور رشد داشته است به گونه ای که معوقات بانکی بیش از 14 برابر افزایش داشته است.

 این در حالی است که افزایش حجم معوقات بانکی کارایی بانک ها را در تامین منابع مالی دچار مشکل کرده است. با این اوضاع ادامه فعالیت و خدمت‌رسانی بانک ها با چالش مواجه گشته است. از سوی دیگر، دسترسی به منابعی که باید مجدداً در چرخه تولید به کار گرفته شده، تحرک، پویایی و اشتغال بیشتر در کشور را سبب شود، بسیار محدود و کمیاب کرده است.


از سوی دیگر تناقضات عددی و آماری بسیاری در مورد معوقات بانکی و میزان آنها وجود دارد. سازمان بازرسی رقم این معوقات را 100 هزار میلیارد اعلام می کند. بانک مرکزی آن را 84 هزار میلیارد اعلام کرده و کارشناسان اقتصادی میزان آن را بیش از 100 هزار میلیارد بر آورد می کنند. در همین راستا کلیه بانک ها در شهریور امسال در جریان همایشی به صورت جداگانه رقم مطالبات معوقشان را تا پایان سال 1391 اعلام کردند. جمع این ارقام عدد  62هزارمیلیاردتومان را نشان می دهد.

 آیا معوقات بانکی در عرض چند ماه این افزایش را داشته است؟ مشخص نیست اختلاف بیش از 38 هزار میلیاردی بر چه اساسی روی داده است و اصولا این 38 هزار میلیارد کجا رفته است؟ در صورتی که همین پول دست دولت باشد، می‌تواند به بیش 75 میلیون‌نفر ایرانی نفری 500 هزارتومان عیدی بدهد! بزرگ‌ترین تخلف مالی تاریخ کشور که در دولت دهم رخ داد سه‌هزارمیلیاردتومان بود، این رقم بیش از 12برابر آن مبلغ است.  علاوه بر این تناقضات آماری ابهامات بسیاری نیز در نحوه برخورد با دانه درشتان و مفسدان اقتصادی وجود دارد.


دولت یازدهم در تازه ترین تصمیم در برخورد با معوقات بانکی فرصت جدیدی را به این رانت خواران داد: مهلت 6 ماهه برای بازگرداندن بدهی‌ یا تقسیط بدهی‌ به مدت 5 سال! همین فرصت مجدد نیز خود محل اشکال است. مشخص نیست افرادی که با هزاران رانت و زد وبند و بدون تضمین مناسب به چنین تسهیلات کلانی دست یافته اند و تا کنون به یرگرداندن این اموال اقدام نکرده اند، چرا باز هم به ایشان فرصت تازه ای داده می شود؟ چه تضمینی وجود دارد که این افراد که سال ها بدهی خود را پرداخت نکرده اند در مدت 5 سال دیگر پرداخت کنند؟

 مسلم است اگر این افراد قصد پرداخت بدهی خود را داشتند تا کنون به پرداخت آن اقدام کرده بودند. جای این پرسش است که آیا به سایر مردم عادی غیر از رانت خواران و مفسدین مالی در صورت عدم پرداخت بدهی های کوچک خود چنین فرصت هایی داده می شود؟ یا سریعا و بلافاصله و حتی با عقب افتادن چند قسط اندک بانک عامل دست به کار گردیده و طلب خود را دریافت می نماید؟ آیا به افراد عادی نیز مهلت های 6 ماهه و 5 ساله برای پرداخت بدهی خود می دهند؟ آیا افراد عادی بدون تضمین مناسب تسهیلات اعطا می گردد؟ آیا در صورت عدم پرداخت بدهی، این افراد با برخورد شدید بانک ها همراه نمی شوند و تضمین آنها به خطر نمی افتد؟


مسلما نتیجه طبیعی این مصوبه دولت، به تعویق افتادن بیشتر مطالبات معوقی است که اکنون به 100 هزار میلیارد تومان رسیده است که یک پنجم کل تسهیلات اعطایی 500 هزار میلیارد تومانی بانک‌ها است.


طبیعی است در خوش‌بینانه‌ترین حالت بازگرداندن 100 هزار میلیارد تومان مطالبات معوق کنونی بانک‌ها 5 سال دیگر به تعویق خواهد افتاد؛ البته اگر این بدهکاران گردن‌کلف تدانه درشت، اقساط جدید خود را نیز بدهند. بنابراین باید گفت چنین تصمیمی فقط به تعویق بیشتر مطالبات معوق بانک‌ها منجر خواهد شد.


بنابراین، اکنون این سوال مطرح است که دولت یازدهم چرا با چنین نگاه سخاوتمندانه‌ای چنان امتیاز بی‌سابقه‌ای به بدهکاران کلان بانکی داده است؟  روشن است که بار دیگر مردم باید اثرات رکودی و تورمی چنین اهمال کاری ها و فرصت سوزی هایی را بدهند. ناگفته پیداست که یکی از عوامل اصلی وضعیت رکود تورمی کشور، حجم زیاد معوقات بانکی و عدم برخورد دستگاه های ذیربط با عوامل این فساد در کنار عدم مدیریت در کشور است. آیا کاهش بی سابقه رشد اقتصادی و اشتغال و افزایش سر سام آور تورم در سایه این معوقات دانه درشت های رانت خوار روی نداده است؟ آیا بار دیگر مردم باید تاوان این وقت کشی های دستگاه ها را بدهند؟


این در حالی است که با بازگرداندن حدود 100 هزار میلیارد تومان پولی که در دست عده‌‌ای میلیاردر است، دولت به راحتی می‌تواند طرح‌های عظیم در سراسر کشور اجرا کند. با یک حساب سرانگشتی می توان گفت سهم هر ایرانی از این معوقات بیش از 13 میلیون ریال است. جهت برآورد این معوقات می توان گفت این معوقات برابر با ارزش فعلی ذخیره روزانه حدود 60 سکه طلا از 5000سال پیش تا کنون است. اما گویا منافع چند صد نفر دانه‌درشتی که هر یک صدها میلیارد به بانک‌ها بدهکارند، بر منافع میلیون‌ها نفر از مردم عادی، ارجح است.

 هر چند که اصل برخورد با بدهکاران کلان بانک ها بر هیچ کس پوشیده نیست، ولی مساله اصلی عدم شفافیت سیستم بانکی و نهادهای نظارتی مسئول در این قضیه است. اختلاف چند ده هزار میلیاردی بین ارقام اعلامی به خوبی نشان دهنده این است، که اگر بانک مرکزی در راس و سایر بانک‌ها در جز با این آمار و ارقام بخواهند دست به کار شوند، چیزی جز شکست و حتی افزایش معوقات حقیقی بانکی در پی نخواهد داشت.


ن : مهدي اشرفي
ت : سه شنبه ششم اسفند 1392















با اوج گرفتن بحران سوریه که جنگ نیابتی میان روسیه و غرب (به رهبری امریکا) بود، فرضیه های گوناگونی برای پایان این کشمکش توسط کارشنان و تحلیلگران مطرح شد. از یک سو سوریه وصیت نامه پتر کبیر را تحقق بخشیده و دسترسی به آبهای آزاد را برای دولتمردان روس مهیا ساخته و از سوی دیگر فشار کشورهای غربی برای برچیدن دولت اسد، بسیار بالا بود . شرایطی که آوردگاهی سخت برای کرملین نشینان به وجود آورد.  

پس از آنکه روسیه نفوذ ناتو و غرب در گرجستان را در حمله ای ضربتی در سال ۲۰۰۸ خنثی نمود، نوبت آن رسید تا امریکا گل خورده را در زمین سوریه جبران نماید و امنیت روسیه در این کشور استرات‍ژیک را با چالش رو به رو کند. بازی ای که توسط امریکا در ۲۶ ژانویه ۲۰۱۱ به تساوی کشیده شد.

رقابت در زمین سوریه بسیار نفس گیر و وارد وقت اضافه شده است. اگر چه طرفین تا مرز گل پیروزی و برتری پیش رفته اند، اما حق وتوی طرف مقابل مانع از پیروزی نهایی شده است. بدان معنا که هر گاه امریکا و متحدانش حمله نظامی را بهترین گزینه عنوان داشتند، با وتوی روسیه مواجه شداند. از این رو ایالات متحده در یک عمل ابتکاری، زمین بازی را به خارج از سوریه منتقل کرد به امید آن که بتواند پیروزی نهایی در سوریه را از آن خود کند.

این بار بازی به گونه ای دیگر رقم خورد و اوکراین قربانی آرمان های روسیه در سوریه شد. ۲۱ نوامبر ۲۰۱۳ (۳۰ آبان) به دنبال تصمیم دولت اوکراین برای تعلیق گفتگوها با اتحادیه اروپا، به یک باره خیابان های کی یف مملو از مردمی شد که نسبت به سیاست های همگرایانه یانوکوویچ با روسیه معترض بودند.

تلویزیون دولتی اوکراین که ماه های منتهی به نوامبر را به تبلیغ های بازرگانی و مزایای پیوستن به اتحادیه اروپا اختصاص داده بود، به یکباره تحت فشار روسیه، پیوستن به اتحادیه گمرکی را به نفع کشور اوکراین قلمداد کرد و یانوکوویچ طی مصاحبه ای روابط با روسیه را مثبت خواند و به امضای توافقنامه و افزایش همکاری های استراتژیک و اقتصادی با مسکو بر آمد. برآیند این اظهارات و اعمال سبب شد "آرسنی یاتسنیوک" رهبر حزب سرزمین پدری، "ویتالی کلیچیکو" رهبر حزب اودار (ضربه) و "اولگ تیانبوک" از حزب آزادی طی بیانیه هایی از مردم بخواهند نسبت به سیاست های دولت دست به اعتراض بزنند. از این رو بیش از ۵۰۰ هزار معترض به خیابان های کی یف آمدند. جمعیتی که پیش از این فقط در جریان انقلاب نارنجی به چشم خورده بودند؛ اما این تنها یک روی ماجرا بود. فشار بیشتر زمانی حاصل شد که نه تنها مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و وزرای خارجه برخی کشورهای این اتحادیه از معترضین دفاع کردند بلکه در اول فوریه "جان کری" وزیر امور خارجه امریکا پس از دیدار با مخالفین دولت کی یف تاکید کرد واشنگتن در کنار معترضین اوکراینی بوده و از اقدامات آن ها حمایت می کند.

شاید بتوان گفت این یک پیام از سوی کاخ سفید به کرملین بود. پیامی که این جمله را در بر داشت: "سوریه برای من، اوکراین برای تو."


دولتمردان روس که در شطرنج سوریه با مهره اوکراین کیش شده بودند، تلاش کردند ابتدا آرامش و امنیت را در این کشور حکم فرما کنند و همانند همیشه در تاریخ دیپلماسی معاصرخود، بهترین گزینه را پرداخت جایزه نقدی دانستند. از این رو وعده اعطای وام ۱۵ میلیارد دلاری به این کشور دادند. اما این حق سکوت موجب فروکش کردن خشم مخالفان و دست نشاندگان امریکایی نگردید و کار از قبل نیز بدتر شد. از سوی دیگر تهدیدهای گروه "دکو عمراف" در روزهای منتهی به آغاز المپیک سوچی، شوکی مضاعف بر مسکو وارد کرد و سبب شد تمرکز روسیه بر اوکراین کاهش یابد و اوکراین را در سراشیبی سقوط قرار دهد.

روسیه که به شدت درگیر تامین امنیت گران ترین المپیک زمستانی جهان بود، همچنان دوست نداشت به پیام کاخ سفید بیندیشد و خود را همانند همیشه در موضع قدرت می دید. اما این بار امریکا پیروز شد.

اعتراضات به حدی بالاگرفت که صبح دیروز ۲۲ فوریه (۳ اسفند) ساختمان کاخ ریاست جمهوری اوکراین توسط مخالفین به اشغال درآمد و یانوکوویچ به شهر خارکف گریخت؛ شهری که در مرز روسیه می باشد و طرفداران رئیس جمهور را اکثر مردم روس زبان آن تشکیل می دهد.

این روزها می توانست آخرین فرصت برای کرملین باشد تا با چانه زنی و مذاکره با رقیب امریکایی خود، از وصیت پتر کبیر چشم بپوشد و به جای دسترسی به آب های آزاد (دریای مدیترانه در سوریه)، باقی مانده خاک اتحاد جماهیر شوروی (کشور اوکراین) را حفظ نماید. اما اکنون به نظر می رسد روسیه مصداق از اینجا رانده، و از آنجا مانده باشد چرا که نه تنها اوکراین را از دست داد، بلکه در سوریه نیز بعید به نظر می آید به نتیجه مطلوب خود برسد.


اما آنچه می بایست بدان توجه داشت، آن است که در میان منازعه قدرت روسیه و امریکا، مردم سوریه و اوکراین بیشترین آسیب را متحمل شده اند. آسیبی که منجر به عقب ماندگی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی فراوانی شده است. به گفته دیدبان حقوق بشر، تعداد کشته شدگان سوریه تا پایان سال ۲۰۱۳ از مرز ۱۲۵ هزار تن گذشت. در اوکراین نیز طی اعتراضات، تنها در هفته گذشته، گفته یورونیوز تعداد کشته شدگان از ۷۵ نفر گذشت.


پیروزی قدرت های بزرگ اگر چه برای ملت ها و دولت های وابسته به آنها بسیار مطلوب است، اما نباید فراموش کرد شیرینی این پیروزی ها به قیمت خون بسیاری از انسان های بی گناه است و این همه خون نه برای پیدایش تمدن و دست یابی به آزادی، بلکه برای کسب قدرت ریخته می شود.


ن : مهدي اشرفي
ت : دوشنبه پنجم اسفند 1392
بيانيه هيئت داوران مسابقه وبلاگ نويسي اداره كل تبليغات اسلامي استان كرمانشاه


بسم الله الرحمن الرحيم
با حمد و ثناي الهي و درود و سلام بر خاتم پيامبران، حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم و اهل بيت پاکش، هيئت داوران اين دوره مسابقه وبلاگ نويسي مباهله، نتايج بررسي خود را پيرامون جامعه وبلاگ نويسان شرکت کننده در مسابقه اعلام مي دارد .
استقبال بي نظير وبلاگ نويسان از اين دوره مسابقه وبلاگ نويسي و ساير مسابقات مذهبي، نشان دهنده علاقه جوانان وبلاگ نويس به موضوعات تمام نشدني حوزه دين است و به جاست مراکز تحقيقي و تبليغي مرتبط با اين موضوع، منابع و راهکارهاي مناسب براي تقويت اين جريان وبلاگ نويسي را تهيه و در اختيار جوانان قرار دهند تا فخامت و غناي فعاليت هاي اين حوزه نيز به ميزاني که در شأن آن است افزايش يابد.
بر اساس بررسي هيئت داوران، بيشترين استقبال جوانان، در ميانِ مسابقات مذهبي ، به ترتيب ، مسابقات عكاسي و  وبلاگ نويسي مي باشند. اما آسيب مهمي که در حين مراحل داوري نمايان بود، ضعف محتوا و كپي برداری توسط وبلاگ نويسان است. به طوري که بخش قابل توجهي از وبلاگ ها، به جای اتکا به ذهن خلاق و جوان نويسندگانشان، از شعرها و نثرها و مقالاتي که قبلا و به وسيله سايرين تهيه شده بود، استفاده کرده اند.
اين نکته نشان دهنده آن است که وبلاگ نويسان جوان، عليرغم علاقه به ادبيات ديني، توجه کافي به توليد خلاق و نوآورانه در اين زمينه ندارند. چه بسا ذهن هاي جوان و کارآمدي که با اندکي تلاش و پشتکار، به شکوفايي مي رسند و آثار بديع و درخور تحسيني ارائه خواهند نمود.
هيئت داوران، با سپاس از خداي متعال به دليل توفيقي که در اين طرح علوي به دست آورده است، اميد دارد که اين حرکت مورد قبول صاحب آن، حضرت محمد مصطفي (ص) قرار گرفته باشد، و اميدوار است تمامي وبلاگ نويسان جوان، با تلاش و مطالعه کافي، خود را براي تعميق و ترويج فرهنگ نبوي و ولايي در جامعه جهاني آماده، و برگزار کنندگان اين مسابقه را، در ادوار آينده دلگرم و اميدوار نمايند.
در نهايت، هيئت داوران مسابقه وبلاگ نويسي مباهله ، با توجه به جميع جهات ذکر شده، ليست 50 نفر از برترين وبلاگ ها را تهيه نموده است . حال عزيزاني كه امتيازات مشابهي دارند نسبت به هم برابر بوده و فقط با توجه به ليست شركت كنندگان در جايگاههاي مختلفي قرار گرفته اند و نيز از لحاظ جوايز هيچ تفاوتي بين عزيزاني كه هم امتياز مي باشند وجود ندارد.
 هيئت داوران اميدوار است اين مسابقه، حرکتی شوق انگيز براي ترغيب جوانان به ارائه مفاهيم مذهبي در وبلاگ ها بوده باشد و كليه شركت كنندگان، اين هيئت را از دعاي خير خود بي نصيب نفرمايند.
                                                                                             هيئت داوران دوره مسابقه وبلاگ نويسي مباهله
توجه : عزيزان ميتوانند جهت دريافت جوايز خود ، از روز چهارشنبه 9/11/92 به مدت يك هفته و با همراه داشتن كارت ملي به آدرس كرمانشاه – سه راه شريعتي اداره كل تبليغات اسلامي استان كرمانشاه  ، به آقاي مهدي اشرفي مراجعه نمايند.

اسامي  برندگان مسابقه وبلاگ نويسي مباهله  ...    ادامه مطلب











ن : مهدي اشرفي
ت : سه شنبه هشتم بهمن 1392


متن کامل این نامه را در ادامه بخوانید:


جناب آقای دکتر محمد جواد لاریجانی
با اهداء سلام، در برنامه اخیر شناسنامه در شبکه3 سیما مطالبی را در جواب نطق اینجانب در مجلس فرمودید که لازم است پاسخ داده شود:

1. گفته اید "این نماینده محترم فتنه را در حد یک دعوای داخلی می داند که این درست نیست. ماهیت فتنه یک کودتای تمام عیار علیه نظام بود که با مشارکت وسیع آمریکا، دول اروپایی، رژیم صهیونیستی و تمام ضد انقلاب همراه بود."

بهتر بود این طور می فرمودید که اعتراض مدنی به نتیجه انتخابات در سال 88 را ما با مدیریت ضعیف خود و به دلیل به رسمیت نشناختن مقوله اعتراض مدنی، تبدیل به فتنه کردیم، آنگاه برای جمع کردن این ماجرا آن را به صورت یک کودتای تمام عیار علیه نظام جلوه دادیم و سپس از هر وسیله ای برای اثبات این ادعای خود استفاده کردیم. با پدید آمدن این زمینه که همه با هم آفریدیم البته آمریکا، دول اروپایی، رژیم صهیونیستی و تمام ضد انقلاب پشت سر معترضان قرار گرفتند، همان طور که ما در حد خود پشت سر حرکتهای اعتراضی در آن کشورها قرار می گیریم.

2. فرموده اید: "کسی که وارد انتخابات می شود متعهد به رعایت قوانین انتخابات است. وقتی این اتفاق نمی افتد و قبل از پایان انتخابات یکی از نامزدها مصاحبه می کند و می گوید من رئیس جمهور منتخب هستم یک جرم بزرگ اتفاق افتاده است."

بله یک جرم بزرگ اتفاق افتاده است ولی توجه به یک جرم بدون توجه به جرمهایی که مقدمه این جرم بوده و توسط طرف مقابل انجام شده است و اگر انجام نمی شد این جرم بزرگ نیز اتفاق نمی افتاد، بدور از عدالت و انصاف است.

از شما سئوال می کنم اگر از چند ماه قبل از انتخابات سال 88 بسیاری از اعضای شورای نگهبان که داور محسوب می شدند از یک کاندیدا حمایت نمی کردند، اگر بعد از مناظره کذایی عکس العمل مناسب از طرف مراجع قانونی مانند شورای نگهبان نشان داده می شد یا لااقل اجازه دفاع به هتک حرمت شدگان در صدا و سیما داده می شد، اگر بعد از شروع اعتراضات، به جای برگزاری جشن ملی برای کاندیدای پیروز، مسئله به اعلام نظر شورای نگهبان موکول می شد، اگر خبرگزاری وابسته به یک نهاد حکومتی ساعت 18 و 30 دقیقه روز انتخابات آقای احمدی نژاد را به عنوان پیروز انتخابات با 60 درصد آراء اعلام نمی کرد، و چندین اگر دیگر، آیا در این صورت آن جرم بزرگ اتفاق می افتاد؟ پس ما خودمان آقای موسوی را به آن سمت هل دادیم. البته ایشان نباید تحت تاثیر آن فشارها و بی عدالتی ها اعلام پیروزی می کرد و به هر حال باید قانون را ملاک قرار می داد و فرضا حق با او بود مصلحت انقلاب و نظام اسلامی را بر حق خود مقدم می داشت، چنانکه علی علیه السلام مصلحت وحدت مسلمین و حفظ اسلام را بر حق خود مقدم داشت، ولی تحمل انسانها متفاوت است.

جناب آقای محمد جواد لاریجانی
به نظر می رسد که جناب عالی در قضاوت درباره فتنه 88 تجاهل و تغافل می فرمایید، این بدیهیات را می دانید و خود را به ندانستن و غفلت می زنید و نام آن را "بصیرت" می گذارید، یا به قول خودتان هوا سرد است و دچار زکام سیاسی شده اید.

3. گفته اید " آقای مطهری گفت چرا رئیس قوه قضائیه فتنه را ختم نمی کند، این در حالی است که فتنه ختم شد و در 9 دی مُهر پایان هم به آن زده شد."

می پرسم اگر فتنه ختم شده است چرا در ایام 9 دی امسال همفکران شما در رسانه ملی و رسانه های همسو این همه جنجال و آسمان ریسمان کردند که حق با ما بود. معلوم است خودتان هم احساس می کنید که مردم همه آنچه را که به طور یکطرفه در این چهار سال گفته اید نپذیرفته اند. اگر فتنه ختم شده است چرا این قدر درباره آن سخن می گویید؟!

سئوال می کنم اگر فتنه ختم شده است حکم مجازات آقایان موسوی و کروبی و احمدی نژاد چیست و در کدام دادگاه صالح صادر شده است؟

بنابراین تکلیف فتنه هنوز مشخص نشده است.

اصل حرف من در نطق اخیر این بود که اگر قرار بر گذشت طرفین از تخلفات و خطاهای یکدیگر نیست، این سه نفر به طور همزمان در یک دادگاه صالح محاکمه علنی شوند، آنگاه هر حکمی صادر شود مورد اعتراض نخواهد بود چون آنها از خود دفاع کرده و حرف خود را زده اند. ولی وضعیت فعلی عادلانه و قابل دوام نیست، باید به فکر حل مسئله و بازگشت وحدت به جامعه بود.

کسانی که زحمتی برای انقلاب نکشیده اند یا لااقل شاهد زحمات انقلابیون اولیه از سال 42 تا پیروزی انقلاب اسلامی نبوده اند، اهمیت حل این مسئله را برای آینده انقلاب اسلامی درک نمی کنند و بر طبل تفرقه و حذف نیروهای انقلاب می کوبند و دائم دایره انقلاب را محدود می کنند. نباید این نقار و انشقاق ناخواسته و تحمیلی ادامه پیدا کند. باید ید واحد شویم و وحدت ملی را پشتوانه ای برای مذاکرات هسته ای و حل مشکلات اقتصادی قرار دهیم.

دلبستگان به انقلاب اسلامی نمی توانند نسبت به حل مسئله فتنه و بازگشت وحدت به جامعه بی تفاوت باشند. اینجانب به عنوان نماینده ملت در مجلس و فرزند شهید آیت الله مطهری به طریق اولی نمی توانم بی تفاوت باشم، لذا ارائه طریق می کنم و البته تصمیم نهایی با مقامات عالی نظام و در رأس آنها رهبر گرامی انقلاب است.

امام علی علیه السلام درباره مسئله ای به ابن عباس فرمود: "بر تو است که رأى خود را به من بگویى و من درباره آن بیندیشم، آنگاه اگر خلاف نظر تو فرمان دادم باید اطاعت کنی." همه ما باید همین حالت را داشته باشیم.

با تقدیم احترام
علی مطهری


ن : مهدي اشرفي
ت : چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392

در خبرها آمده بود که بینندگان برنامه های ماهواره ای در ایران نسبت به گذشته به یک رکورد حیرت انگیزی رسیده و از یک درصد بیننده به مرز هفتاد درصد صعود کرده است.

در ستون یادداشت خوانندگان الف در ادامه آمده است: سئوالی که به ذهن هر شنونده ای خطور می کند این است که علت اصلی این اتفاق چیست؟ گرچه می شود دلایل گوناگونی برای این مسئله یافت ولی به جرئت می توان گفت یکی از مهم ترین عوامل اصلی و شاید اصلی ترین عامل رفتار و شیوه مدیریت و سیاست های یک سویه و یک طرفه و مردم گریزانه صداوسیماست.

صدا و سیما که با پول مردم و از جیب بیت المال اداره می شود و قرار بر این بوده و هست که رسانه همه مردم ایران باشد و به قول خود رسانه ای ملی باشد در چند سال اخیر به بازوی تبلیغاتی و جناحی و سیاسی و رسانه ای یگ گروه اقلیت در ایران تنزل یافته و مبلغ دیدگاه های یک اندیشه سیاسی که فقط به حذف دیگران می اندیشد مبدل شده است.

نویسنده در این یادداشت همچنین مدعی شده است: هیچ گزارش یا خبری نیست که در آن صدا و سیما جانبدار تفکر و رفتار و کردار روش های افراطی و حذفی کسانی نباشد که فقط خود را حق مطلق می دانند و دیگران همه باطل و غیر خودی می باشند.

بسیاری از برنامه های صدا و سیما به جای ایجاد وحدت ملی و همدلی عامل تفرقه و کینه و نفرت و جدایی مردم از یکدیگر شده است. به راستی برنامه های یکسویه و بمباران تبلیغاتی صدا و سیما در جریان برنامه های مراسم روز نهم دی باعث تحکیم وحدت ملی شده است یا تفرقه و تازه کردن اختلافات و کینه ها؟ کافیست یک نظرسنجی از مردم شود تا مشخص شود که مردم تا چه حد با این برنامه های یکسویه موافق بوده اند یا خیر؟

صداو سیما بدون کوچکترین حق اعتراض یا پاسخگویی به دیگران و منتقدین خود و سیاست های خود فقط و فقط یک مسیر را می رود و آن تحکیم پایه های یک اقلیت افراطی که در انتخابات اخیر نیز شکست سنگینی خورد و نامزد مورد نظر آنان با تمام رانت ها نتوانست بیشتر از چهار میلیون رای کسب کند.

صدا و سیما حتی با زنان این مرز و بوم نیز برخورد ابزاری می کند. وقتی که قرار باشد از زنان بدحجاب و بی حجاب انتقاد شود صدا و سیما در صف نخست منتقدین این گونه پوشش زنان است و وقتی قرار است انتخاباتی برگزار شود و یا راهپیمایی انجام شود همین زنان بدحجاب به یک باره غسل تعمید داده می شوند و آنان در صدر اخبار صدا و سیما قرار می گیرند.

صدا و سیما کوچکترین خبر قتل یا ضرب و شتم و یا ستمی را در گوشه ای از اروپا یا آمریکا بر هر شهروند غربی پیاپی گزارش و خبر از آنان پخش می کند و در سوگ عدالت و آزادی و انسانیت اشک ها می ریزد ولی چه خبرهای تکان دهنده که در بیخ گوش صداوسیما رخ می دهد و مردم به قول صدا و سیما رشید و بزرگ ایران نباید از آن خبری از تلوزیون خود کسب کنند.

اینجاست که تنها یک راه می ماند و آن هم پناه بردن به رسانه های بیرون از مرزهای کشور و کسب اطلاع از شبکه های ماهواره ای خارج از کشور. وقتی صدا و سیما این گونه مردم را به تمسخر و بازی گرفته و چونان کودکان با آنان برخورد می کند راهی جز پناه بردن به این شبکه ها برای کسب خبر نیست. بدین صورت است که آقای ضرغامی و تیم همراه او باید به مردم و بیت المال مردم پاسخگو باشند که با این امانت چه کرده اند؟ آیا می توانند در دادگاه عدل الهی پاسخگوی این عملکرد خود باشند و یا این که با توجیهات گوناگون از پاسخ گویی شانه خالی می کنند اگرچه در دادگاه عدل الهی نمی شود از چنگ عدالت گریخت.


ن : مهدي اشرفي
ت : چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392
صداوسیمای ضرغامی ترکاند:

چرا بچه دار شدن خاله شادونه، تیتر اخبار 21 سراسری شد؟ 

چهارشنبه شب 18 ديماه 92 بینندگان صداوسیما در کمال حیرت مشاهده کردند که فارغ شدن و فرزند به دنیا آوردن ملیکا زارعی، مجری برنامه خاله شادونه، یکی از عناوین رسمی ترین اخبار صداوسیما، یعنی بخش خبری 21 شد و محمدرضا حیاتی با صدای بم خود، این خبر بسیار مهم! را به گوش ملت ایران در اقصی نقاط کشور رساند.
شب گذشته بینندگان صداوسیما در کمال حیرت مشاهده کردند که فارغ شدن و فرزند به دنیا آوردن  ملیکا زارعی، مجری برنامه خاله شادونه، یکی از عناوین رسمی ترین اخبار صداوسیما، یعنی بخش خبری 21 شد و محمدرضا حیاتی با صدای بم خود، این خبر بسیار مهم! را به گوش ملت ایران در اقصی نقاط کشور رساند.

چهارشنبه شب 18 ديماه 92 دوربین و میکروفن این بخش خبری به داخل اتاق زایشگاهی رفت که خاله شادونه در آن سومین فرزند خود را به دنیا آورده بود و خانم زارعی میکروفن به دست گرفت و اظهار کرد که مادر این نوزاد جدید است.

اگرچه بر خلاف رسانه های حرفه ای دنیا، در صدواسیمای ضرغامی و بخش های خبری آن، ارزش خبری یک خبر چندان ارتباطی با پخش آن ندارد و بیشتر به گرایش مدیران درونی و مدیران کنترل از راه دور رسانه ملی ارتباط دارد، اما این اقدام در حالی رخ داد که صداوسیما و مسوولان فرهنگی نظام، همواره مخالف محور شدن این گونه ستاره های سینمایی و تلویزیونی بوده اند.

برخی بینندگان اهل خبر، بعد از مشاهده پخش این خبر، با توجه به حادثه تلخ فوت 3 کودک در حاشیه برنامه خاله شادونه در خرمدره، احتمال دادند این اقدام برای مثبت سازی این چهره برنامه های کودک باشد، اما بعید است این گمانه زنی در حالی که دیگر آن ماجرا تا حد زیادی به فراموشی سپرده شده، قرین صحت باشد.

اگر به جای اخبار ساعت 21 که در زمان خواب بسیاری از خردسالان پخش می شود، در خود برنامه خاله شادونه در برنامه خردسالان انجام می شد و خردسالانی که هر روز مخاطب برنامه این مجری بودند، از مادر شدن او باخبر می شدند و درباره زحمات مادر به آنان توضیح داده می شد، اقدامی به جا و قابل دفاع بود، اما از همین جا می توان فهمید کسانی که این خبر را در این بخش رسمی گنجانده اند، قصد داشته اند مادران و پدران و البته زوج های بدون فرزند را تحت تاثیر اقدام این مجری مشهور قرار دهند.

موضوع زمانی روشن تر می شود که بدانیم این فرزند نورسیده سومین فرزند خانم ملیکا زارعی، ملیکا زارعی برزی، خواهر کوچکتر مریلا زارعی هنرپیشهٔ سینما و تلویزیون است که متولد سال ۱۳۶۴ و اکنون 28 ساله است.

به نظر می رسد هدف اصلی پشت انتشار این خبر در این بخش، ترویج همان ایده ای بود که ماه قبل با تابلوهای "فرزند بیشتر، زندگی بهتر" انجام شده بود و عده ای اوج خلاقیت برای این موضوع را در پخش خبر مادر شدن خاله شادونه به ظهور رسانده اند.

واقعیت آن است که موضوع جمعیت یکی از دغدغه های مسوولان نظام است، که به دلایل زیادی نیز می تواند قابل دفاع باشد، اما بعید به نظر می رسد این گونه روشها زمانی که پیش نیازها فراهم نیست، کمکی به موضوع کند و از قضا دوستان نادان می توانند باعث خراب شدن ایده مذکور شوند.


خبر | جامعه
شماره مطلب: 8114


ن : مهدي اشرفي
ت : شنبه بیست و یکم دی 1392

چند شب پيش بعد از گذشته یک هفته از دستگیری بابک زنجانی بالاخره صدا و سیما مرام و معرفت را تا حدی کنار زد و به عنوان یک متهم اقتصادی خبرش خوانده شد؛ آن طور که در بخش خبری 20:30 اسم بابک آمد. اما جالب آن که صداوسیما در شیطنتی آشکار، تلاش کرد بابک زنجانی را مورد حمایت هاشمی و روحانی جلوه دهد و در حالی عکس بابک با این دو تن را سه بار نشان داد که عکس مشترک زنجانی و رعیت، شریک او را با حذف عکس رعیت نشان داد.

 صداوسیما البته به قول خود پلیتیک زد و به این بهانه که نباید بابک را با جریان های سیاسی گره زد، عکس او را با هاشمی و روحانی و البته چهره های دسته چندمی چون بذرپاش و شیخ الاسلامی که بسیاری از مردم آنها را نمی شناسند، نشان داد، اما عکسش با حسن رعیت، لباس شخصی شریک بابک سانسور نمود.

صداوسیما سمت راست این عکس را برید و فقط سمت چپ را نشان داد!

همچنین در کمال حرفه ای گری از جنس صداوسیمایی، گفته شد که این شخص سالها به ویژه در اوایل دهه هفتاد(دوران هاشمی) در اقتصاد ایران حضور داشته است. حضور داشتن در اقتصاد ایران اگر معنایش تایید 4 وزیر دولت احمدی نژاد و حمایت وزیر وقت نفت از وی در همه نهاد های نظارتی کشور باشد، سخن بیست و سی نیکو است، یا اگر حضور داشتن در خط پروازی و پخش رپرتاژ هر شبه آن، از بهترین شبکه در بهترین اوقات شبانه روز، از صدا و سیما را حساب کنیم، این سخن کاملا درست است.

اما این ذهنیت تحلیل گر فقط در اطاق های خبر صداوسیما نیست که برای زنجانی چنین کارویژه تازه ای می آفریند. این راهنمای غلط زدن دنباله اش تا مجلس نیز می رود.

 آنچنان که  حمید رضا فولادگر نماینده مردم اصفهان نیز دیروز گفت که: برخی از این افراد تولدشان در دوره سازندگی بوده، در دوره اصلاحات رشد و نمو پیدا کردند و خرابکاری هایشان در دولت قبلی اتفاق افتاد.سایت جهان نیوز هم در مطلبی که بیتشتر به طنز شبیه بود نوشت" تیتر اول و تحلیل های بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب طی روزهای گذشته به ماجرای دستگیری بابک زنجانی اختصاص داشته است، این رسانه ها در فرار به جلو در پی انتساب فساد اقتصادی بابک زنجانی به رقبای سیاسی خود بوده اند و حتی در آخرین نمونه نیز اکبر ترکان که عملکرد جنجالی اش طی چندماه گذشته در مناطق آزاد، مورد انتقاد جدی هواداران دولت قرار گرفته است، از لزوم پیدا کردن «پشت پرده های بابک زنجانی» سخن گفته است."

در جای دیگری از مطلب سایت زاکانی می نویسد :" برخی از منابع اگاه توجه ویژه رسانه های طیف کارگزاران و نزدیک به خانواده هاشمی در قبال پرونده زنجانی را به حاشیه بردن توجه ها به پرونده بزرگ مهدی هاشمی با ۱۳ عنوان اتهامی اعلام کرده اند. این درحالیست که خبرها از تلاش های پشت پرده همین طیف برای آزادی زنجانی حکایت دارد."

"این سخن ها در حالی بیان می شود که  معاون مرحوم نوربخش ادعای بابک زنجانی در مصاحبه با ایسنا را رد کرد که گفته بود" من راننده رییس بانک مرکزی بودم و در فروش دلار نقش داشتم".

طبق گفته معاون وقت بانک مرکزی زنجانی در زمان دولت هاشمی و خاتمی یک فعال اقتصادی خرده پا بوده و اتفاقا چند باری برای چک برگشتی به زندان نیز افتاده بود. این آدرس غط دادن ها در واقع خطی است که قصدش این است نقش آدم های کلیدی دولت احمدی نژآد در بال و پر دادن به زنجانی و کلید دار کردن او در مناسبات حساس مالی کشور  کم رنگ و غبار آلود جلوه داده شود.

 همین جناب فولاد گر هیچ توضیحی نمیدهد که چرا مجلس در این مدت که مساله بابک زنجانی در دولت قبل مطرح شد هیچ واکنشی نشان نداد؟ و به وزرای دولت در این خصوص اعتماد تمام و کمال داشت. حتی برایش سوال درست نشد که چرا درآمد نفتی و حیاتی کشور باید به دست آدم های بی ریشه ای اینچنین سپرده شود؟

برای جناب فولادگر و کسانی که امروز عکس های بابک را از آلبوم های شخصی خود کنار میگذارند این مهم نیست  که چرا رییس و سخنگوی کمیسیون اصل نود ( یکی از مهم ترین کمیسیون های مجلس در رسیدگی به فساد ) این مدت نقش روابط عمومی و سخنگویی بابک را به عهده گرفته بودند و علیرغم اینکه بانک مرکزی می گفت پولی توسط زنجانی به خزانه کشور واریز نشده، این دو تن چند بار در این خصوص مصاحبه کردند و اعلام داشتند که پول واریز شده است.

گویا آقایان عادت کرده اند حساب شخصی خود  را خزانه کشور بدانند. به هر حال چه بابک محصول دولت سازندگی و اصلاحات باشد، چه محصول پاکترین دولت تاریخ ایران بعد از مادها! امید است دستگاه قضایی برخوردی اصولی و قاطع با این پدیده کند، تا سیه روی شود هر که در او غش باشد!


ن : مهدي اشرفي
ت : شنبه بیست و یکم دی 1392
عبدالمحمد زاهدی گزینه اصلاح طلبان کرمانشاه روز یکشنبه از سوی هیات دولت بعنوان استاندار جدید کردستان انتخاب شد. گفتنی است که دو گزینه دیگر اصلاح طلبان کرمانشاه ، علی اوسط هاشمی و محمدحسین مقیمی ، نیز بعنوان استانداران سیستان و بلوچستان و استان مرکزی منصوب شدند.


گفتنی است که زاهدی قبلا استانداری استانهای ایلام. چهارمحال بخیتاری و مرکزی و همچنین معاونت سیاسی امنیتی استانداری کرمانشاه ( در زمان استانداری مهندس صحرائیان ) را برعهده داشته است .
 


ن : مهدي اشرفي
ت : دوشنبه یازدهم آذر 1392

موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان كرمانشاه  با توجه به اهمیت موضوع مباهله  و آشنايي هرچه بيشتر با اين واقعه تاريخ اسلام اقدام به برگزاري ، مسابقه  وبلاگ نویسی  با موضوع مباهله می نماید.

محتواي وبلاگ بايد شامل :

- تاريخ مباهله (روز ، ماه ، سال) 

- افرادي كه در مباهله شركت داشتند

- مكان مباهله (مباهله كجا بوده و الان آن مكان چه آثاري دارد؟ پيداست يا پنهان)

- علل و سوابق رخداد مباهله چه بوده ؟

- در مباهله چه ارزشهايي به نمايش گذاشته شده ؟

- چه كساني درخواست كنندگان مباهله بودند وچه كساني و به چه علت از مباهله انصراف دادند؟

- نظر قرآن درباره مباهله

گاهشمار مسابقه :

زمان ارسال آثار از 1 ديماه  لغایت 20 ديماه 92 می باشد . برندگان نیز در تاریخ 29  ديماه (17 ربيع الاول – سالروز ميلاد نبي مكرم اسلام(ص) ) از طریق سایت تبيان كرمانشاه به آدرس  www.Tebyan-kermanshah.ir    اعلام می گردند.

جوايز مسابقه :

موسسه تبیان كرمانشاه جهت این مسابقه جوایزي  شامل : وبلاگ اول ،  200هزار تومان، وبلاگ دوم، 150 هزار تومان ، وبلاگ سوم، 100 هزار تومان ، وبلاگ های چهارم تا دهم، هر کدام مبلغ 70 هزار تومان و وبلاگهاي يازدهم تا پنجاهم هر كدام مبلغ 50 هزار تومان در نظر گرفته است.

شرايط مسابقه :

1 – عنوان وبلاگ مرتبط با موضوع مسابقه باشد.

2 – آدرس سايت اداره كل تبليغات اسلامي استان در قسمت پيوند هاي وبلاگ بصورت لينك درج گردد.

3 – در بخش معرفي وبلاگ ، عنوان ويژه شركت در مسابقه وبلاگ نويسي اداره كل تبليغات اسلامي استان با موضوع مباهله قيد شود.

ملاک های داوری :

♦ تناسب موضوع و محتوا
♦ توليد محتوا و نگارش توسط خود وبلاگ نویس
♦ ایده و نگاه نو
♦ رعايت نکات ويرايشی و نگارشی
♦ قالب مناسب و مرتب وبلاگ

♦ تعداد پست هاي بالاتر
♦ تعداد بازديدکنندگان ( درج شمارشگر و نمايش بازديدها الزامی است )

نحوه ارسال آثار :

علاقه مندان برای شرکت در این مسابقه می توانند عنوان وبلاگ و مشخصات فردي خود شامل   نام و نام خانوادگي  ،  كد ملي و تلفن تماس  را به آدرس Stek.Anformatic@Gmail.Com    ارسال نمايند .

 

آدرس دبيرخانه مسابقه :

كرمانشاه سه راه شريعتي – اداره كل تبليغات اسلامي استان كرمانشاه

 برای کسب اطلاعات بیشتر به نشانی  www.Tebyan-Kermanshah.ir مراجعه  و يا  با  شماره تلفن 09122955130  جناب آقاي مهندس مهدي اشرفي تماس حاصل فرماييد.


ن : مهدي اشرفي
ت : یکشنبه دهم آذر 1392
استاندار جدید:

قول می‌دهم از تمام تجربه و توانم برای توسعه و آبادانی کرمانشاه استفاده کنم. ابراهیم رضایی بابادی استاندار کرمانشاه در مراسم معارفه خود که امروز(9 آذر ماه) با حضور معاون سیاسی وزیر کشور در استانداری برگزار شد، اظهارداشت: کرمانشاه امکانات بسیار زیادی دارد، کارهای خوبی نیز در گذشته انجام شده که آمارهای متفاوتی از آن ارائه می شود، اما باید با همه توان کار کنیم تا کاستی‌ها مرتفع شود.  وی عنوان کرد: مردم کرمانشاه در دوران انقلاب خصوصاً در زمان جنگ تحمیلی زحمات بسیاری کشیده‌اند که امیدوارم به عنوان نماینده دولت در جهت رفاه مردم قدم بردارم.  رضایی بابادی با بیان اینکه جنگ تحمیلی از استان کرمانشاه شروع شد و در این استان نیز پایان یافت، گفت: تقدیم 10 هزار شهید و 20 هزار جانباز و آزاده بیانگر رشادتهای مردم کرمانشاه درآن دوران است.  وی با بیان اینکه در استان کرمانشاه اقوام و مذاهب مختلف با وحدت در کنار هم زندگی می‌کنند، عنوان کرد: همه با هم باید استان را بسازیم و از یک سری خواسته‌های خود بگذریم تا به وحدت و همدلی برسیم.  رضایی بابادی افزود: تاکید مقام معظم رهبری و رییس جمهور نیز بر وحدت و یکپارچگی است و باید با همکاری هم شرایط کار و فعالیت را فراهم نماییم و به مردم خدمت کنیم.  وی با بیان اینکه رییس جمهور توصیه‌هایی در خصوص استان کرمانشاه به من داشته‌اند، گفت: ایشان بر لزوم احیاء بیش از پیش ظرفیت‌های استان و عمران و آبادانی و توسعه بیشتر کرمانشاه و همچنین فراهم نمودن بستر ارتباط با کشورهای همسایه و بویژه عراق تاکید داشتند و باید تلاش کنیم این توصیه‌ها محقق شوند.



ن : مهدي اشرفي
ت : یکشنبه دهم آذر 1392
 


ن : مهدي اشرفي
ت : سه شنبه پنجم آذر 1392

سایت الف نوشت:

بوی کباب می‌آید یک عبارت است با دو مفهوم مختلف، یکی در عیش و نوش بساط شادی و سفره کباب گسترده و درست همسایه کناری از بوی کباب او کباب می‌شود، واضح‌تر بخواهید بنویسم می‌گویم حکایت آگهی بازرگانی صدا و سیما را ببین، که با نشان دادن انواع خوراکی‌ها چه بلایی بر سر فقرا یا همان ولی نعمتان بدور از نعمت جامعه می‌آورد.

از محاسن فصل سرما این است که می‌شود درها و پنجره‌های منزل را به بهانه فصل پاییز محکم بست اینطوری هم خود راحتی هم در برابر همسر و فرزند شرمسار نمی‌گردی پس استراتژی مناسبی به شمار می‌رود زیرا در تابستان هر کاری می‌کردی کولر بی‌رحم و بی‌جان یک راست دود کباب برخاسته از خانه همسایه را می‌بلعید و درون خانه جمع می‌کرد خلاصه اینکه با همسایه هماهنگ بودیم الحمدلله هر جمعه آنها کباب می‌خوردند و ما بوی کباب.

این روزها دیگر منت‌کش همسایه نیستیم زیرا تلویزیون مابین سریال‌های تکراری که تمام صحنه‌ها و دیالوگ‌هایش را مانند شعر باز باران حفظ کرده‌ایم برنامه خود را قطع می‌کند و برای کباب‌پزی مجهز به شش سیخ کوبیده و شش سیخ مخصوص جوجه که با باطری هم می‌گردد تبلیغ می‌کند؛ به بهانه اینکه ببینیم شبکه‌های دیگر چه دارند کانال تلویزیون را عوض می کنم اما آنجا هم می‌گوید با ماهیتابه دو طرفه می توانید چند جور غذا بپزید و مرغ و ماهی سوخاری را نشان می‌دهد پس وضع اقتصادی ما بهتر شده زیرا می‌توانیم بگوییم از بوی غذا به رنگ غذا ارتقاء یافته‌ایم.

مطلب بالا طنز نبود و با این کار میانه‌ای ندارم اما همیشه برایم این سئوال بوده که شورای سیاست‌گزاری صدا و سیما درآمدزایی را با چه قیمتی می‌خواهد که کودکی یتیم و زنی بی‌سرپرست یا خانواده‌ای مستمند را به بهانه کسب درآمد لگدکوب می‌کند و کسانی که جای طعام سیلی خورده‌اند در برنامه‌ریزی رسانه ملی جام زهر و خون دل می‌خورند و می‌نوشند.

این اهل سیاست چه میزان کیاست دارند تا بفهمند تبلیغ انواع اطعمه و اشربه در برابر دیدگان کسانی که محتاج شام شب هستند و کارگران و کارمندانی که حقوق ۳۰ روزه خود را ۳ روزه خرج می‌کنند رنجی مضاعف به شمار می‌رود.

سخن دلم را ساده و بدون کلمات پرطمطراق نوشتم تا نگویند جان کلام در لابلای واژه‌های ادبی و پیچیده گم گردید ؛ من یک ایرانی و یک معلم هستم و می‌دانم دانش آموزی که با کفش‌های تابستانی به کلاس می‌آید و لباس مندرس سال قبل را می‌پوشد در مقابل تلویزیون ذره ذره زرد شدن رنگ رخسار والدینش را بسان برگ‌های پاییزی دیده است.

برادر گرامی جناب آقای ضرغامی بدانید و آگاه باشید در جامعه ما کسانی که فقط می‌خواهند زنده بمانند در مقابل کسانی که زندگی می‌کنند را نباید با یک مقیاس سنجید زیرا دو طیف مختلف هستند، آنانکه می‌خواهند زنده بمانند همه ساله کاشتند و داشتند اما در نهایت کسانی که زندگی می‌کنند محصول را برداشتند پس شما باید تفاوت را از همین جا درک نمایید.

نمی‌خواهم بگویم تبلیغات تلویزیونی که در تمام دنیا مرسوم است را شما منسوخ کنید اما این استنباط هم که برای ساختن خانه‌ای بزرگ باید آشیانه‌ای را ویران کرد معقول نمی‌باشد. کسی منکر این نیست که تبلیغات هم به نفع خریدار است هم فروشنده به شرطی که متناسب باشد البته آن هم نه به سبک کرم حلزون که اول تبلیغ شد بعد دنبال مجوز گشتید و معلوم نشد درآمد ۳۰ میلیاردی آن کجا رفت.


ن : مهدي اشرفي
ت : دوشنبه چهارم آذر 1392

هیات دولت در جلسه امروز خود استانداران 4 استان را منصوب کرد . هیئت دولت بنا به پیشنهاد وزارت کشور در جلسه امروز خود قربانعلی سعادت را به عنوان استاندار آذربایجان غربی، جاسم جادری را به عنوان استاندار هرمزگان،‌ علی‌اوسط هاشمی را به عنوان استاندار سیستان و بلوچستان و ابراهیم رضایی بابادی را به عنوان استاندار کرمانشاه منصوب کرد.


ن : مهدي اشرفي
ت : چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392

ابراهيم رضايي بابادي در سال 1333 در آبادان متولد شد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در همان شهر به پايان رساند و سپس براي تحصيلات آكادميك عازم دانشگاه تبريز شد و تحصيلات خود را تا اخذ مدرك كارشناسي مهندسي شيمي در آن دانشگاه دنبال كرد. پس از آن نيز تحصيلات خود را در مركز آموزش مديريت دولتي تهران تا اخذ كارشناسي ارشد ادامه داد. رضایی بابادی از مهرماه 1361 به مدت دو سال در استانداري آذربايجان شرقي مشاور استاندار در امور شهرداريها و مديركل شهر و روستاي آن استانداري بود. پس از آن نيز از سال 1363 به مدت دو سال مديركل امور اداري و مالي استانداري آذربايجان شرقي و در همين  دوره مسئول ستاد پشتيباني جبهه و جنگ آن استان نيز بود. پس از آن به استانداري آذربايجان غربي انتقال يافته و ابتدا به سمت مشاور استاندار و مديركل حوزه استانداري و پس از آن نيز فرماندار شهرستان استراتزيك اروميه منصوب شد. پس از پايان جنگ تحميلي وي از اروميه به خوزستان رفت و در سمت معاون استانداري اين استان به خدمت ميپردازد. رضايي از اواسط سال 1369 تا پاييز 1370 به سمت معاون اداري مالي و برنامه ريزي استانداري زنجان منصوب ميشود. پس از آن دوره اول خدمت وي در استانداري تهران فرا ميرسد. وی معاون اداري مالي و برنامه ريزي استانداري تهران ميشود. اين دوره تا سال 1373 به درازا ميكشد تا پس از جابجايي استاندار وقت وي نيز بنا به دعوت وزير وقت تعاون از استانداري تهران راهي مسئوليت مديركلي امور اقتصادي و برنامه ريزي وزارت تعاون ميشود. در پاييز سال 1376 با تغيير مجدد استاندار تهران و دعوت استاندار جديد براي دومين بار به استانداري تهران رفته و عهده دار معاونت سياسي امنيتي استانداري تهران ميشود. وي از آن زمان به مدت 7 سال عهده دار مسئوليت معاونت سياسي امنيتي در استانداري پايتخت بوده است.


ن : مهدي اشرفي
ت : چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392

قصه از اینجا شروع شد!  یک سایت حامی 8 ساله احمدی نژاد که هزینه هایش توسط عضو راکفلر جبهه پایداری و وزیر اسبق احمدی نژاد اداره می شود ، در اقدامی عجیب دعوت به تجمع غیرقانونی و اعتراض علیه رئیس جمهور منتخب مردم را صادر کرد و بلافاصله و پس از دقایقی ، آنان که خود را دانشجو و بسیجی می نامیدند ، به جای استقبال از دکتر حسن روحانی به او حمله کردند ، کفش پرت کردند و چهره ای ناشایست از ایران به نمایش گذاشتند.

همان هایی که در این 8 ساله در پستو هایشان بودند. همان ها که به روی خود نیاوردند که احمدی نژاد 2 نامه به اوباما فرستاده. و اوباما به او پاسخی نداد. همان هایی که ککشان هم نگزید وقتی دولت دهم التماس رابطه با آمریکا را می کردند و همانهایی که که اصلا یادشان نمی آید که احمدی نژاد نامه 17 صفحه ای بی سر و تهی را در سال 85 به جرج بوش فرستاد و با عدم پاسخ بوش ملت ایران را تحقیر کرد!

مفاسد اقتصادی رخ داده در طول دولت نهم و دهم به کنار! در 8 سال گذشته  پیوند فتنه و انحراف کار را به افشای اسرار و هتک استار تشیع کشاند و بعد از همه افتضاحات کار را به جایی رسانده که همین ته مانده سفره باورهای مردم را جارو کند و از میان برداشت ، اما اثری از کفن پوش های قم و تهران و مشهد و اصفهان نبود. برادران و خواهران ارزش گرا و آرمانخواهی که به خاطر سر سوزنی احتمال خطا و اشتباه در سفر نیویورک ، امروز فرودگاه را به هم ریختند ، باید بگویند آن هنگام که مادر چاوز در آغوش احمدی نژاد بود، به کدام پستو خزیده بودند؟

کسانی که در دوره خاتمی و هاشمی با کمترین بهانه حکم ارتداد و قتل صادر می کردند و منتظر بودند تا در سخنرانی ها و نوحه خوانی هایشان احساسات مردم را برای برهم زدن زندگی و کار این و آن تحریک کنند و امروز هم دوباره به خیابان ها آمده اند ، بهتر است پاسخ دهند که چرا در قبال چپاول اقتصاد ، سیاست و فرهنگ مردم در 8 سال گذشته سکوت کردند ...

آری تمامیت خواهان و محافظه‌کارانی که انتخابات ریاست جمهوری را باختند، به صراحت تمام گفته و در عمل- در طی همین مدت کوتاه- نشان داده‌اند که حاضر به پذیرش تغییر سیاسی نیستند تا اثرات اقتصادی آن هم نمایان شود و به حتم کارشکنی هایی دیگر در روزهای آتی در برابر مردم و منتخب ملت از سوی این دسته رخ خواهد داد.

 

اما سخن آخر اینکه ، دکتر حسن روحانی منتخب ملت ایران است و با هماهنگی کامل با رهبر معظم انقلاب و پشتیبانی قاطبه ملت ایران ، اقدامات دیپلماتیک نیویورک را برای منافع ملی انجام و قطعا این بار تیر کفن پوشان به سنگ خواهد خورد و تنها گور خود را خواهند کند.


کسی به روحانی لنگه کفش پرتاب کرد.


ن : مهدي اشرفي
ت : یکشنبه هفتم مهر 1392


صبح روز پنجشنبه نمايندگان استان كرمانشاه در مجلس نهم با وزير محترم كشور ديدار كرده و خواستار ابقاي آقاي دمياد در سمت استاندار كنوني كرمانشاه شدند كه با جواب منفي وزير كشور مواجه شدند.

در جلسه روز پنجشنبه نمايندگان استان كرمانشاه با وزير محترم كشور آقايان رزم. منوچهري . محبي و حسيني به دفاع سرسختانه از ابقاي استاندار پرداختند. وزير كشور خطاب به آنان گفت: متاسفم از اينكه هنوز نمايندگان استان كرمانشاه نميدانند دولت جديدي روي كار آمده است و نياز به استاندار جديدي دارد...

در اين هنگام فتح الله حسيني نماينده قصرشيرين از وزير كشور خواست كه حداقل تا پايان امسال ( سال 92 )آقاي دمياد در سمت استانداري باقي بماند كه بازهم مورد پذيرش وزير كشور قرار نگرفت.
 آقاي مصري در اين جلسه گفت : دوستان نماينده من قبلا هم نامه ابقاي استاندار را امضاء نكردم چون ميدانستم دولت جديد معيارهاي خودش را براي تعيين استانداران دارد اما شما قبول نكرديد.
در اين هنگام فتح الله حسيني نسبت به آقاي مصري پرخاش كرد و...


ن : مهدي اشرفي
ت : یکشنبه هفتم مهر 1392


به‌مناسبت ۲۳ مهرماه سی‌ و دومین سال‌گرد شهادت آیت‌الله اشرفی‌اصفهانی مراسمی با سخنرانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار می‌شود. حجت‌الاسلام  هاشمی‌رفسنجانی دو روز میهمان استان کرمانشاه خواهد بود و در این مدت دیدار عمومی با مردم استان هم‌زمان با سخنرانی در مراسم سالگرد شهادت شهید محراب، دیدار با علما و روحانیان اعم از شیعه و سنی و دیدار با خانواده‌های شهدا و اساتید و نخبگان استان از جمله چهار برنامه‌های وی در سفر به‌کرمانشاه است.  مکان دیدار عمومی هنوز مشخص نیست و باید پس از پیشنهاد و در نظر گرفتن همه جوانب این مکان تعیین می‌شود و به اطلاع می‌رسد.


ن : مهدي اشرفي
ت : یکشنبه هفتم مهر 1392

عشق يعني انتظار مادري ...

مامور آمار: سلام مادر، از سازمان آمار مزاحم میشم. شما چند نفرید ؟

مادر سرشو پایین میندازه و سکوت میکنه ، بعد میگه: میشه خونه ما بمونه برای فردا ؟

چرا مادر ؟

آخه شاید فردا از پسرم خبری برسه . . .


عشق يعني كلام آخر يك بسيجي




ن : مهدي اشرفي
ت : یکشنبه هفتم مهر 1392

برگرد که بر بهار ما میخندند

یک عده به انتظار ما میخندند !


 به چه میخندی دخترک؟

در دین اکراهی نیست. قبول

اعتقادی به این حرفا نداری؟ مختاری

اما اگر خودت را آدم میدانی ، اگر ادعای روشن فکری داری

به اعتقادات افراد احترام بگذار

به حماقت خود بخند ،  که نه ارزش عشقش را فهمیدی، نه احترام به سلایق را

 

 خودت پيام براش بذار . تو چی میگی بهش؟

 


ن : مهدي اشرفي
ت : یکشنبه هفتم مهر 1392
صادق زیبا کلام در یادداشتی نسبت به اظهارات حداد عادل درباره تغییرات دانشگاه آزاد در روزنامه بهار نوشت:

 
 روز گذشته آقای حدادعادل درباره تغییر ریاست دانشگاه آزاد حرف‌هایی زده است که چند نکته درباره آن به ذهن می‌رسد. اولین شگفتی من از اظهارات او از این بابت است که آقای حداد یک شخصیت فرهنگی است و تعجب می‌کنم که چرا رفتار و گفتار فرهنگی‌ای را که از او انتظار می‌رود، انجام نمی‌دهد و با چنین سخنانی پیشینه فرهنگی خود را زیر سوال می‌برد.

 
موضوع دوم مربوط به داستان تصرف دولت آقای احمدی‌نژاد و بعضی اصولگرایان در دانشگاه آزاد است که در سال 90 اتفاق افتاد. نمی‌خواهم چندان وارد این قصه پیچیده شوم ولی سوالم از آقای حدادعادل این است که به نظر شما این درست است نهادی که از اول کارش ریالی پول از دولت بودجه نگرفته است، دولت یکباره آن را مصادره کند؟ آیا اتفاقی که در سال 90 افتاد و اصولگرایان دانشگاه آزاد را گرفتند، قانونی بود؟ اگر مثلا دولت خانه شما را ضبط کند، قانونی است؟

 
استدلال آقای حداد و دیگر اصولگرایان در سال 90 این بود که دانشگاه آزاد از دولت تا به حال پولی نگرفته ولی دولت کمک‌هایی به آن کرده است، من هم این را قبول دارم ولی باز هم سوال اینجاست که آیا دولت به بخش خصوصی کمک نمی‌کند؟ هیچ تسهیلاتی را در اختیار این بخش قرار نمی‌دهد؟ معافیت‌های مالیاتی‌ای برای بعضی سازمان‌های بخش خصوصی در نظر نمی‌گیرد؟

 
پاسخ این است که دولت همه این‌ها را انجام می‌دهد ولی این موضوع دلیل درستی برای این نیست که دولت به واسطه کمک‌هایی که به بخش خصوصی می‌کند، کلا در این بخش هم شریک و سهیم شود. آیا مثلا اگر دولت به یک سازمان مربوط به کشاورزی کمک می‌کند، باید به یکباره آن را تصرف کند؟

 
حیرت من از آقای حداد اینجاست که چطور وقتی در سال 90 دولت در روز روشن یک نهاد خصوصی را تصرف کرد، او هیچ نگفت. به جای اعتراض به این موضوع، در کمال تاسف مصالح سیاسی را در نظر گرفت و سکوت کرد و حالا که دانشگاه آزاد دوباره به هیات موسس‌اش برگشته، اعتراض می‌کند و می‌گوید کسانی که آقای دانشجو را از ریاست دانشگاه آزاد برداشتند، پشیمان می‌شوند.

 
موضوع دیگر این است که اگر آقای حداد دقیق‌تر به این موضوع نگاه کند، متوجه می‌شود که اتفاقی که در حال حاضر در دانشگاه آزاد افتاده و دقیقا مانند همان اتفاقی است که در سال 90 افتاد؛ در آن سال هم هیات امنا برای تغییر رییس این دانشگاه رای‌گیری کرد، امسال هم همین اتفاق افتاده و شش نفر به تغییر فرهاد دانشجو رای داده‌ است، بنابراین ما از آقای حدادعادل می‌خواهیم که به ما بگوید کدام بخش این اقدام، غیرقانونی است.

 
آقای حدادعادل در گفت‌وگویی که دیروز انجام داده، از انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی هم حرف به میان کشیده و گفته است که خیلی‌ها برای این انتخابات برنامه دارند. پاسخ من به این بخش از سخنان او هم این است که مطمئن باشید اگر شورای نگهبان و اصولگرایان به سمت تیغ تیز نظارت استصوابی نروند، اصلاح‌طلبان همین رای قاطعی را که در انتخابات ریاست‌جمهوری آوردند، می‌آورند و نیازی به این برنامه‌ریختن‌هایی که آقای حداد از او حرف می‌زند، نخواهند داشت. از طرف دیگر موضوع اینجاست که اساسا انتخابات آینده مجلس چه ربطی به دانشگاه آزاد دارد؟ آیا تا به حال اصولگرایانی مانند آقای حدادعادل یک نماینده را پیدا کرده‌اند که جریانات دانشگاه آزاد در رای آوردن او موثر بوده باشد؟

 
آقای حداد و دیگر اصولگرایان بهتر از ما می‌دانند که آقای جاسبی از خیلی از منظرها یک اصولگرای تمام‌عیار است و در طول تمام سال‌های مدیریتش، کوچک‌ترین اجازه فعالیت سیاسی به هیچ‌کسی نداد و بنابراین این‌طور نیست که از فردا دانشگاه آزاد دست اصلاح‌طلبان بیفتد و باعث نگرانی اصولگرایان شود.

 
بنابراین پیشنهاد من به آقای حداد این است که به جای چنین اظهارنظرهای سوگیرانه، از قانون دفاع کند و طبق شخصیت فرهنگی‌ای که دیگران از او می‌شناسند رفتار کند.


ن : مهدي اشرفي
ت : دوشنبه یکم مهر 1392
چهارم تیر 1384 ، همزمان با اعلام رسمی پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات، حدادعادل رییس وقت مجلس شورای اسلامی چونان خوشحال بود و در پوست خود نمی گنجید که تنها دقایقی پس از طلوع آفتاب، به دفتر احمدی نژاد رفت تا حضوری به او تبریک بگوید، آنهم در یک مراسم بی نظم که عجله ی بی حد و حصری در آن جاری بود!


حداد اولین فردی بود که به صورت حضوری به احمدی نژاد تبریک گفت

به گزارش سرویس سیاسی «انتخاب» ؛ از فردای آن روز ، حداد لباس حمایت بی چون و چرا از دولت به تن کرد و در برابر تخلفات گسترده دولت نهم و دهم، سکوت اختیار کرد و بارها و بارها چشم در برابر اقدامات غیرقانونی و اعتراض نمایندگان بست و چنین تجویز کرد که «به مصلحت نیست...»

حداد که پیشتر به عنوان یک چهره ی آرام و غیرسیاسی مشهور بود ، اینک وکیلی تمام عیار برای دولت احمدی نژاد محسوب می شد. اما ادامه این روند ، آنچنان آزاردهنده شد که صدای اصولگرایان حامی خود را هم در آورد که «چرا نباید انتقادات حتی منصفانه در صحن علنی مجلس نسبت به دولت وقت طرح شود»

روند وکیل الدولگی اما ادامه پیدا کرد و آنچنان شیب یافت که در آغاز مجلس نهم، حداد شکستی سخت از علی لاریجانی خورد. پس از ورود لاریجانی در قامت ریاست مجلس، این فضا شکست و مجلس در برابر اقدامات غیرقانونی دولت ایستاد.

یکی از نکات مثبت ریاست لاریجانی آن بود که افکار عمومی فهمید رییس قبلی مجلس همواره در برابر خواسته های غیرقانونی دولت سر تعظیم فرود آورده و چماق قانونگرایی را بر سر نمایندگان معترض می کوفت!

آخرین جمله لاریجانی در مورد دولت احمدی نژاد نیز این بود که «دولت ایشان عامدانه تخلف می کرد» ، جمله دقیقی که هیچ گاه از زبان حداد رانده نشد!

ورق برگشت!

پس از انتخابات 24 خرداد 92، و شکست سنگین جریان های تندرو ورق برگشت. حداد عادل که خود یکی از کاندیداهای انتخابات بود و در آخرین روزها، به دلیل اطلاع از آراء بسیار اندکش، کناره گرفت ، یکباره «مصلحت سنجی» را فراموش کرد و به یک منتقد شش دانگ تبدیل شد، دیگر از آن تعریف و تمجید های خارج از اصول و چارچوب خبری نبود ، بلکه او دیگر برای به چالش کشاندن دولتی که مخالف خواسته هایش است، ار هر روزنه ای برای به حاشیه راندن دولت و گاه جوسازی های بی مورد استفاده می کند.

آخرین نمونه از این رویه ی نوین و متفاوت را با یکدیگر مرور کنیم «حداد عادل  پاسخ به سؤالی مبنی بر خبرهایی که درباره عزل آقای فرهاد دانشجو رئیس دانشگاه آزاد وجود دارد، گفت: این خبرها دارای فراز و فرود بوده و یک عده آن را تکذیب می‌کنند؛ بنده به آقایانی که خیلی اصرار بر تغییرات دارند توصیه می‌کنم این قدر عجله نکنند و قدری خویشتندار باشند چرا که این برای آینده‌شان بهتر است...ما دلیل این همه تعجیل را در دست یافتن به مناصب و مقامات متوجه نمی‌شویم، به هر حال شتابزده یک حدی دارد.»

حقیقت آن است که توصیه جناب حداد، توصیه ی صواب و و مشفقانه ایست ولو آنکه این توصیه در راه تخریب دولت باشد اما از حق نباید گذشت که توصیه به «عدم تعجیل در انتخاب مدیران» سخن صحیحی است چرا که به قول ایشان «خویشتنداری در انتخاب مدیران، برای آینده شان [وزرا و مدیران ارشد دولت یازدهم] بهتر است»

با این حال خوب است جناب حداد عادل پاسخ دهند که :

اولا: چرا این توصیه را به دولت احمدی نژاد نکردید؟ چرا در برابر تغییر 10 رییس دانشگاه طی دو ماه توسط وزیر علوم دولت نهم سکوت کردید؟ چرا در برابر تغییر 40 رییس دانشگاه توسط کامردان دانشجو وزیر دولت دهم چیزی نگفتید و حتی اشاره نکردید که این 40 رییس دانشگاه، «خودی» هستند و توسط دولت اول احمدی نژاد منصوب شده اند؟ چرا در برابر ورود اتوبوسی به صدها سازمان و اداره ساکت ماندید و از دولت وقت حمایت کردید؟

ثانیاً، جنابعالی که به گزارش های محرمانه و غیرمحرمانه دسترسی دارید، چگونه این سخن خلاف واقع را مطرح می کنید؟ مگر نمی دانید صدها مدیر و نیروی دولت قبل در ده ها سازمان و اداره حضور دارند و همچنان هم منویات دولت قبل را اجرا می کنند؟ مگر باور کردننیست که دولتی دو ماه از آغاز کارش بگذرد و هنوز مدیر عامل خبرگزاری ایرنا - به عنوان مهمترین رسانه دولت - و دهها سازمان و اداره دیگر تغییر نکند ؟ تا مبادا منتقدان دلسوز! کوچکترین تغییر را به :کلید بولدوزر» یا «داس» تعبیر کنند! مدیر همان مدیر دولت قبلی است و از هیچ تلاشی هم علیه دولت فعلی فروگذار نیست! حقیقتاً اینها را نمی دانید یا بهانه ی قابل توجهی پیدا کرده اید؟!

جنابعالی حتماً گزارش ها در مورد مورد حضور و تداوم نیروهای دولت قبل، با انواع ترفندهای غیراخلاقی در دولت جدید را دیده یا شنیده اید! چرا در برابر این اقدام سکوت می کنید؟

آخر سخن آنکه با توجه به آنکه تنها جناب حداد چند سالیست ردای سیاستمداری به تن کرده اند، خوب است اصول روش و منش انتقاد را هم بدانند. طبعاً ایشان به عنوان یک چهره فرهنگی قابل توجه نیازی به معرفی کتب و منابع در این مورد ندارند.


ن : مهدي اشرفي
ت : سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392

  
  پس از مدتها انتظار، رای گیری شورای شهر چهارم برای انتخاب شهردار تهران برگزار شد و محمدباقر قالیباف، با اختلافی اندک موفق شد شهردار تهران شود.

حسین رضازاده در حالی که دور اول به محسن هاشمی رای داده بود، در دور دوم نام قالیباف را به صندوق انداخت. همینطور، الهه راستگو، چهره ی اصلاح طلب شورای شهر تهران که طی روزهای اخیر مدعی بود «به هاشمی رای خواهد داد» ، در دور اول رای سفید داده و دور دوم قالیباف را انتخاب کرد.

هنوز دلیل چرخش یکباره ی رضازاده و راستگو (به عنوان یک چهره اصلاح طلب)، آنهم ظرف کمتر از 10 دقیقه مشخص نیست.

مردم می پرسند: چه شد که الهه راستگو در دور نخست رای ممتنع داد؟ و چه شد که ظرف کمتر از 10 دقیقه، نظرش را تغییر داد و به قالیباف رای داد؟ اساساً با توجه به سابقه ی اصلاح طلبی او ، و قول و وعده ی مکرر وی در جلسات جریان اصلاحات برای رای دادن به محسن هاشمی، چرا او جریان مقابل را برگزید؟ در این چند دقیقه چه گذشته است؟

چه شد که رضازاده دور اول به هاشمی رای داد و دور دوم به قالیباف؟ آیا در این ده دقیقه اتفاقاتی افتاده که مردم از آن بی اطلاعند؟

چرا دنیامالی با وجود حضور در لیست اصلاح طلبان و شرکت در جلسات این جبهه، باز هم به قالیباف رای داد؟ چه شد که او رقیب را ترجیح داد؟ آیا حقیقتاً او «مصلحت شهر» را ترجیح داد یا داستان چیزی دیگری است؟

در این مورد، خوب است این یادداشت را که مرتبط با اخبار پشت پرده ی انتخاب شهردار است، را بخوانید!

الهه راستگو کیست؟

الهه راستگو (زادهٔ ۱۳۴۱ در ملایر) عضو هیئت رئیسه چهارمین دوره شورای اسلامی شهر تهران است. او پیش از این نمایندهٔ حوزهٔ انتخابیهٔ ملایر در دورهٔ پنجم مجلس شورای اسلامی بوده‌است.

وی در انتخابات چهارمین دوره شورای شهر تهران در لیست ائتلاف اصلاح طلبان قرار داشت و توانست به چهارمین دوره شورای شهر تهران (دوره کنونی ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶) راه یابد.

راستگو همچنین سرلیست فهرست انتخاباتی حزب اصلاح طلب مردمسالاری در انتخابات مجلس نهم در تهران بوده است.

وی سخنگوی سابق حزب اصلاح طلب کار، رئیس سازمان زنان حزب اسلامی کار و عضو شورای مرکزی حزب اسلامی کار است.

با این حال، می توان پیش بینی کرد پس از این اتفاق، خانم راستگو نه تنها از جبهه اصلاحات اخراج شود بلکه به یار دائمی قالیباف تبدیل شود.

تفكيك آراء

(دور اول و دوم راي گيري):

دور اول راي گيري:

رای دهندگان به محمدباقر قالیباف

احمد دنیامالی
مهدی چمران
علیرضا دبیر
حبیب کاشانی
مرتضی طلایی
پرویز سروری
رضا تقی پور
عباس شیبانی
رحمت الله حافظی
اقبال شاکری
مجتبی شاکری
ابوالفضل قناعتی
معصومه آباد
عبدالمقیم ناصحی
محسن پیرهادی

سفيد
الهه راستگو

رای دهندگان به محسن هاشممی
حسین رضازاده
عباس جدیدی
احمد مسجد جامعی
هادی ساعی
اسماعیل دوستی
محمد مهدی تندگویان
محمد سالاری
فاطمه دانشور
احمد حکیمی پور
محمد حقانی
عبدالحسین مختاباد
غلامرضا انصاری
محسن سرخو
مسعود سلطانی‌فر
ولی الله شجاع‌پوریان

دور دوم راي گيري:

رای دهندگان به محمدباقر قالیباف
احمد دنیامالی
الهه راستگو
مهدی چمران
علیرضا دبیر
حبیب کاشانی
مرتضی طلایی
پرویز سروری
رضا تقی پور
عباس شیبانی
رحمت الله حافظی
اقبال شاکری
مجتبی شاکری
ابوالفضل قناعتی
معصومه آباد
عبدالمقیم ناصحی
محسن پیرهادی

در همین حال، گفته می شود رای مخدوش متعلق به حسین رضازاده بوده که پس از بررسی، مشخص شده او نیز قالیباف را برگزیده است.

محسن هاشمي

عباس جدیدی
احمد مسجد جامعی
هادی ساعی
اسماعیل دوستی
محمد مهدی تندگویان
محمد سالاری
فاطمه دانشور
احمد حکیمی پور
محمد حقانی
عبدالحسین مختاباد
غلامرضا انصاری
محسن سرخو
مسعود سلطانی‌فر
ولی الله شجاع‌پوریان


ن : مهدي اشرفي
ت : دوشنبه هجدهم شهریور 1392
گر نگهدار من آن است که من میدانم
 
شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد
 
( تصویر متحرک است )
 
 
 
شانس نام مستعار خداست

آنجا که نمی خواهد امضایش پای داده هایش باشد‎
 


تاريخ : جمعه بیست و نهم شهریور 1392 | 15:52 | نویسنده : زهراایمانی | 7 نظر


ن : مهدي اشرفي
ت : پنجشنبه هفتم شهریور 1392

فشارها به دولت روحانی برای عدم معرفی «توفیقی» به عنوان وزیر پیشنهادی علوم، افزایش یافته است. برخی ناظران، ممانعت از حضور توفیقی در تلویزیون را در راستای ادامه ی این فشارها می دانند.


ن : مهدي اشرفي
ت : پنجشنبه هفتم شهریور 1392
در تصویر زیر آیت الله هاشمی رفسنجانی در حال نصب نشان بر سینه غلامعلی حداد عادل، معاون وقت نجفی در وزارت آموزش و پرورش است و محمدعلی نجفی نیز در تصویر دیده می شود. با این حال برخی معتقدند هجمه های بعضا غیراخلاقی علیه قرارگیری نجفی در پست وزارت آموزش و پرورش، از طیف حدادعادل بر می خاست.



ن : مهدي اشرفي
ت : یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392

ما جلسه‌های رأی اعتماد کابینه را خانوادگی نگاه کردیم. انگار که ایران و استرالیا بازی داشته باشند، از هشت صبح تا شش عصر می‌نشستیم پای تلویزیون و از دیدن رسانه‌ی ملی لذت می‌بردیم. یکی از کسانی که پای ثابت این جلسه‌ها شده بود، پسر 10 ساله‌ی یکی از همسایگان ما بود. پسرک اول که آمد خانه‌ی ما، افسرده شد و دائم به پدرش می‌گفت، من برمی‌گردم خانه‌ی خودمان، حوصله‌ام سر می‌رود! طفلک حق داشت که از دیدن جلسه‌های رأی اعتماد خسته بشود، چون چیزی از آن نمی‌فهمید، راستش خود ما هم بعضی‌ها وقت‌ها متوجه نمی‌شدیم نماینده‌ها چه می‌گویند، چه رسد به این بچه!

خلاصه بچه‌ی همسایه که مجبور بود به زور همراه ما تلویزیون نگاه کند، کم‌کم از دعوای در مجلس و دادوبیداد نمایندگان و تذکرها و شیرین‌سخنی‌های آقای لاریجانی خوشش آمد و با پر کردن یک ظرف تخمه، به جمع آدم‌بزرگ‌های سیاست‌مدار پیوست و هنوز سخنرانی آقای نجفی در دفاع از خودش شروع نشده بود که از من قلم و کاغذ خواست! باورتان نمی‌شود این بچه تا خود روز پنج‌شنبه می‌رفت و می‌آمد و فهرست کابینه را نشان من می‌داد و می‌گفت: عمو ببین من به این‌ها رأی می‌دهم و به این دو نفر رأی نخواهم داد. ببین خوب است! نگاه می‌کردم می‌دیدم اسامی وزیران پیشنهادی را روی کاغذ نوشته و جلو اسم برخی را با تیک و برخی را به ضربدر مشخص کرده است. بچه‌ی همسایه در جریان بررسی صلاحیت آقای زنگنه با هر بار سخنرانی نماینده‌ها نظرش عوض می‌شد؛ موافق حرف می‌زد، او هم موافق می‌شد و وقتی مخالف حرف می‌زد، او هم مخالف می‌شد! آخر جلسه اما به من گفت: من برای کمک به آقای ظریف و آقای طیب‌نیا برای رفع تحریم‌ها، به آقای زنگنه رأی بله می‌دهم! یعنی این بچه با دیدن جلسه‌ها و حرف‌های موافق و مخالف نماینده‌ها، تا این حد به بلوغ سیاسی رسید! یعنی حتا یک رأی ممتنع هم نداشت!


دو روز است دارم با خودم کلنجار می‌روم که آیا رأی ممتنع هم حق نماینده است یا نماینده جماعت حق ندارد بی‌اعتنا باشد؟ هنوز برای این پرسش پاسخی ندارم، اما پرسش دیگری دارم و آن این است که چگونه یک نماینده می‌تواند نسبت به انتخاب شدن یا انتخاب نشدن وزیری بی‌اعتنا باشد و رأی ممتنع بدهد؟! یعنی مثلا بحث وزیر نفت طوری در جامعه محل بحث شده بود که در تاکسی و بقالی و مترو و مهمانی و عروسی و ختم و دادگاه و اداره و سینما و... بحت زنگنه بود. چطور بعد از دو هفته درگیری لفظی، صنفی و حزبی در روزنامه‌ها، سایت‌ها، خبرگزاری‌ها، شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی اعم از معاند و غیرمعاند و کم‌تر معاند! کسی می‌تواند مثلا درباره‌ی همین وزیر نفت نظری نداشته باشد؟ یا وزیر پیشنهادی آموزش‌وپرورش؟ آیا این بی‌اعتنایی نتیجه راه رفتن و بازیگوشی در صحن مجلس است؟ یعنی وقتی یک نماینده‌ی موافق یا مخالف دارد فریاد می‌زند که رأی بدهید یا ندهید، ما باید مشغول قدم زدن باشیم؟

باقی بقای‌تان!



ن : مهدي اشرفي
ت : شنبه بیست و ششم مرداد 1392
خانم ندا موسوی بجنوردی در نامه ای به سید محمد خاتمی شأن و مقام وی را بالاتر از کرسی های چوبی مجلس ایران دانست. همسر سیدحسن خمینی در این نامه که توسط پسرش سید احمد خمینی منتشر شده ،آورده است: «آقای خاتمی ! شما شأن تان را از حضور در هیچ مجلسی کسب نکرده اید ، بلکه این مجالس هستند که شأن شان را از حضور أمثال شما کسب می کنند . ملت بزرگ ، فهیم و شریف ایران ، و نیز رئیس جمهور عزیز که منتخب این ملت می باشند می دانند که این ریاست جمهوری و این پیروزی شیرین مدیون شما می باشد . صاحب این روز شمایید . این روز را بیش از همه باید به شما تبریک گفت . اگر جای خالی شما را این روزها در سیما می بینیم چه باک . صندلی جلوس شما نه در کرسی های چوبی مجلس ، که در قلبهای پر عشق ایرانیان می باشد . پاینده باشید . اگر خدا خواسته شما عزیز باشید ، هر چه بر خلاف آن انجام دهند ، باز عزیز تر می شوید . عزتتان در پناه الطاف الهی مستدام باد .»
ن : مهدي اشرفي
ت : چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392


جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

purchase vpn

بازی اندروید